گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
بیا ساقی آن شب چراغ مغانبیاور ز من بر میاور فغان
قال الله تعالی یدعون ربهم خوفا و طمعا بوهریره رضی الله عنه گوید که پیغامبر صلی الله علیه وسلم گفت اندر دوزخ نشود آنک بگرید از بیم خدای تا آنگه که آن شیر که از پستان بیرون آمده باشد باز پستان شود و هرگز دود دوزخ و گرد جهاد اندر بینی بندۀ مسلمان گرد نیایدوانس گوید رضی الله عنه که پیغامبر صلی الله علیه وسلم گفت اگر شما آن دانید که من دانم خندۀ شما اندک بودی و گریستن بسیار
قال الله تعالی من کان یرجوا لقاء فان اجل الله لآت علاء بن زید گوید اندر نزدیک مالک بن دینار شدم شهر بن حوشب را دیدم چون از نزدیک او بیرون آمدم شهربن حوشب را گفتم زادی ده مرا گفت آری از عمۀ خویش شنیدم أم الدردا از بودردا از پیغامبر صلی الله علیه وسلم که جبرییل علیه السلام گفت خداوند تعالی گفت تا مرا پرستید و امید بمن دارید و پس شرک نیارید بیامرزم شما را بر هرچه باشید اگر روی زمین پر گناه دارید هم چندان آمرزش پیش آرم شما را و شما را بیامرزم و باک ندارمانس رضی الله عنه گفت که رسول صلی الله علیه وسلم گفت از حق سبحانه وتعالی که بیرون آرید از آتش هر که را چند مثقال یکدانه جو ایمان اندر دلست پس گوید هر که چند سپندانۀ ایمان اندر دل دارد او را از دوزخ بیرون آرید پس گوید بعزت و جلال من که آنرا که یک ساعت از شبان روز ایمان آورد چنان نباشد که هرگز ایمان نیاورده باشد
قال الله تعالی الحمدلله الذی اذهب عنا الحزن ابوسعید خدری گوید رضی الله عنه که از پیغامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که هیچ چیز نبود کی ببندۀ مؤمن رسد از دردی یا اندوهی یا مصیبتی یا رنجی الا که بدان ایشانرا کفارتی باشد از گناه و اندوه دل را پاک کند از پراکندگی و غفلت و حزن از اوصاف اهل سلوک باشداز استاد ابوعلی دقاق شنیدم که اندوهگن در ماهی راه خدای چندان ببرد که بی اندوهی بسالهای بسیار نبرد و در خبر می آید که خدای تعالی دل اندوهگنان دوست دارد
قال الله تعالی ولنبلونکم بشیء من الخوف واالجوعپس بآخر آیه گفت وبشر الصابرین مژده داد ایشانرا بثواب بر صبر و برکشیدن گرسنگی و قال الله تعالی ویؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصة
قال الله تعالی قدافلح المؤمنون الذین هم فی صلوٰتهم خاشعونعبدالله گوید که پیغامبر صلی الله علیه وسلم گفت مثقال ذرۀ کبر اندر بهشت نشود و مثقال یک ذره ایمان اندر دوزخ نشود مردی گفت یا رسول الله اگر مرد دوست دارد و خواهد که جامۀ وی نیکو بود پیغمبر صلی الله علیه وسلم گفت خدای عزوجل جمیل است و جمال دوست دارد و کبر آن بود که نظر کند بر حق و مردمانرا حقیر دارد
قال الله تعالی واما من خاف مقام ربه ونهی النفس عن الهوی فان الجنة هی المأویجابربن عبدالله گوید که پیغامبر صلی الله علیه وسلم گفت که بیشترین چیزی که بر امت خویش بترسم متابعت هواست و درازی امل اما متابعت هوا مرد را از راه حق بیفکند و درازی امل آخرت را فراموش کند
قال الله تعالی قل اعوذ برب الفلق پس گفت ومن شر حاسد اذا حسد این سورة را که پناهی کرد از شرها مهر کرد بذکر حسدابن مسعود گوید رضی الله عنه که پیغامبر گفت صلوات الله وسلامه علیه سه چیز است که اصل همه گناهانست از آن حذر کنید و بترسید و دور باشید از کبر که ابلیس را کبر بر آن داشت که آدم را سجود نکرد و دور باشید از حرص که آدم را حرص بر آن داشت تا گندم بخورد و دور باشید از حسد که پسران آدم از حسد دیگری را بکشت
در غیبتقال الله تعالی ایحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتا ابوهریره گوید رضی الله عنه که مردی با رسول علیه السلام نشسته بود برخاست و برفت بعضی از قوم گفتند چه عاجز کسی است رسول گفت صلی الله علیه وسلم گوشت برادر خویش بخوردید و او را غیبت کردید
اندر قناعتقال الله تعالی من عمل صالحا من ذکر او انثی وهو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة الآیه
قال الله تعالی ومن یتوکل علی الله فهو حسبهو دیگر جای گفت وعلی الله فتوکلوا ان کنتم مؤمنین
بیا ساقی آن صرف بیجاده رنگبه من ده که پایم درآمد به سنگ
قال الله تعالی لین شکرتم لازیدنکمعطا گوید نزدیک عایشه رضی الله عنها شدم و گفتم خبر گو ما را از شگفت ترین چیزی که دیدی از رسول صلی الله علیه وسلم عایشه بگریست و گفت کدام کار بود آن وی که عجب نبود شبی نزدیک من آمد و اندر بستر من آمد پس گفت یا دختر بوبکر دست بدار تا عبادت کنم خدایرا عزوجل گفتم یا رسول الله من نزدیکی تو دوستر دارم دستوری دادم ویرا برخاست و مشکی آب آنجا بود از آنجا طهارت کرد و آب بسیار بریخت و برخاست و نماز همی کرد پس بگریست چنانک اشک بر سینۀ او می رفت پس در رکوع شد و بگریست پس سجود کرد و بگریست پس سر برآورد و بگریست و همچنین میکرد تا بلال بیامد ویرا آگاهی داد بنماز گفتم یا رسول الله چرا چندین گریستی و خدای تعالی گناهان تو گذشته و آینده بیامرزیده است گفت چرا بندۀ نباشم شاکر و چرا چنین نکنم و این آیت بر من خوانده اند فرو فرستاده اند ان فی خلق السموات والارض
قال الله تعالی والذین یؤمنون بما انزل الیک وما انزل من قبلک و بالآخرة هم یوقنونسلیمان از خیثمه روایت کند از عبدالله مسعود که پیغمبر صلی الله علیه وسلم گفت نگر رضاء مردمان نجویی بخشم خدای و نگر شکر نکنی کسی را بر فضل خدای عزوجل و نگر کسی را نکوهش نکنی بر آنچه خدای ترا ننهاده باشد که روزی خدای عزوجل بحرص حریصان زیادت نشود و بکراهیت کس رد نشود خداوند تعالی بعدل خویش راحت اندر رضا و یقین نهاد و اندوه و اندیشه اندر شک و خشم
قال الله تعالی واصبر وما صبرک الا باللهابوهریره رضی الله عنه روایت کند که پیغامبر گفت صلی الله علیه وسلم الصبر عند الصدمة الاولی
قال الله تعالی وکان الله علی کل شیء رقیباجریربن عبدالله گوید جبرییل علیه السلام بنزدیک پیغامبر صلی الله علیه وسلم آمد بر صورت مردی و گفت یا محمد ایمان چیست گفت آنکه ایمان آری بخدای و فریشتگان و کتابها و رسولان وی و بدانستن که خیر و شر همه ازوست جبرییل علیه السلام گفت راست گفتی عجب بماندم از تصدیق او پیغامبر را علیه الصلوة والسلام گفت خبر گوی مرا از اسلام گفت نماز بپای داشتن و زکوة بدادن و حج کردن و روزۀ ماه رمضان داشتن گفت راست گفتی گفت خبر ده مرا از احسان گفت احسان آن بود که خدایرا بپرستی چنانک گویی می بینی او را اگر چنان نباشی که او را می بینی دانی که او ترا می بیند گفت راست گفتی و حدیث تا آخر
قال الله تعالی رضی الله عنهم ورضوا عنهجابربن عبدالله گوید رضی الله عنه که پیغامبر گفت صلی الله علیه وسلم اهل بهشت اندر جایگاههای خویش باشند از ناگاه نوری پدیدار آید ایشانرا بر در بهشت سربردارند خداوند را سبحانه وتعالی بینند که گوید یا اهل بهشت حاجت خواهید از من گویند یارب خشنودی تو خواهیم از ما حق سبحانه وتعالی گوید خشنودی منست که شما را در بهشت فرود آورده است و کرامت من شما را روزی بوده است حاجت خواهید گویند یارب از تو زیادت ازین خواهیم نجیبها بیارند از یاقوت سرخ مهار ایشان زمرد سبز برنشینند و هر گامی از آن او چندان بود که چشم او ببیند خداوند سبحانه وتعالی بفرماید که درختان که بر ایشان میوه بود و حوران بیایند گویند نحن الخالدات فلانموت و نحن الناعمات فلا نبؤس ازواج قوم مؤمنین کرام ما آنیم که هرگز نمیریم و جوانانیم که هرگز پیر نگردیم ما جفت مؤمنانیم و کوهها بینند از مشک سپید باد می آید و آن مشک بر ایشان نثار همی کند و آنرا باد مثیره خوانند برین جملت همی آیند تا ببهشت عدن و آن قصبۀ بهشت است فریشتگان گویند یارب قوم آمدند خداوند سبحانه وتعالی گوید مرحبا بالصادقین مرحبا بالطایعین حجابها از پیش چشمهای ایشان برگیرند بخداوند تعالی نگرند از نور خداوند تعالی چنان گردند که یکدیگر را نبینند پس ایشانرا گویند با کوشکها شوید یگدیگر را بینند پیغامبر گوید صلی الله علیه وسلم اینست قول خدای تعالی نزلا من غفور رحیم
قال الله تعالی واعبد ربک حتی یأتیک الیقینابوهریره رضی الله عنه روایت کند از پیغامبر صلی الله علیه وسلم گفت هفت گروه اندر سایۀ خدای تعالی باشند آن روز که هیچ سایۀ نباشد مگر سایۀ او پادشاهی دادگر و جوانی که اندر عبادت برآمده باشد و مردی که از مسجد بیرون آید دل وی باز آن بود تا که آنجا باز شود و دو مرد که دوستی کنند از بهر خدای با یکدیگر بر آن گرد آیند و بر آن پراکنده شوند و مردی که خدایرا یاد کند اندر خلوت اشک از چشم وی بیرون آید و مردی که زنی که صاحب جمال و حسب باشد او را بخود خواند او گوید من از خدای ترسم و مردی که صدقه دهد چنانک دست چپ او نداند که دست راست چه داد
قال الله تعالی ولاتطرد الذین یدعون ربهم بالغداة والعشی یریدون وجههانس گوید رضی الله عنه که پیغامبر صلی الله علیه وسلم گفت چون خدای عزوجل بندۀ را نیکویی خواهد او را کار فرماید گفتند یا رسول الله چون کار فرماید گفت وی را توفیق دهد بکاری نیک پیش از مرگ
قال الله تعالی ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقامواثوبان گوید مولی پیغامبر صلی الله علیه وسلم که پیغامبر گفت صلی الله علیه وسلم راست باشید و نتوانید و بدانید که بهترین دین شما نمازست و مواظبت نکند بر وضو مگر مؤمن
قال الله تعالی الا لله الدین الخالصانس مالک رضی الله عنه گوید که پیغامبر صلی الله علیه وسلم گفت سه چیز است که دل مسلمانانرا از خیانت پاک کند اخلاص اندر عمل خدایرا و نصیحت کردن پادشاه و جماعت مسلمانانرا ملازمت کردن
قال الله تعالی وکونوا مع الصادقینعبدالله بن مسعود رضی الله عنه گوید که رسول گفت صلی الله علیه وسلم بندۀ صدق میگوید و صدق میجوید تا نام وی در جریدۀ صدیقان نویسند و بندۀ دروغ می گوید و دروغ میجوید تا نام وی در جریدۀ دروغ زنان بنویسند
بیا ساقی آن می که محنت بر استبه چون من کسی ده که محنت خور است
قال الله تعالی الم یعلم بان الله یریٰعبدالله بن عمر گوید رضی الله عنه که پیغمبر صلی الله علیه وسلم گفت شرم وحیا از ایمانست