گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
مپندار از لب شیرین عبارتکه کامی حاصل آید بی مرارت
اندرین ایام هر کو همچو فرزین کژ رواستدارد از منصب چو فرزین خانه در پهلوی شاه
ای کریمی که مادر ارکانچون تو فرزند راد نازاده
ای نسیمی ز لبت معجزه روح اللهصفت حسن تو گردان چو زبان در افواه
ای صبا از بخت نیک ار اتفاق افتد تراچونکه یابی راه سوی شهریار دین پناه
ای فلکقدری که دایم بر بساط حضرتتخسروان عهد را چون بندگان ساید جباه
ای تو هر نقش که با خویش مصور کردهنقشبند قدرش صورت دیگر کرده
ای نسیم سپیده دم بگذراز سر لطف بامداد پگاه
افتخار آل یاسین سید سادات عصرایکه جاهت را خرد برتر ز گردون یافته
بینوایی و حفظ ناموسمکرد فرد از جماعتی انبوه
بمال حاجت مردم بر آرای سره مردبرو دراهم معدوده جوی نو سکه
چه دل ها بردی ای ساقی به ساق فتنه انگیزتدریغا بوسه چندی بر زنخدان دلاویزت
بحر دانش عماد دولت و دینای همه کار هات شایسته
پدر که رحمت حق بر روان پاکش بادز من دریغ نمیداشت پند پیرانه
جلال دولت و دین یونس ایکه جاه تر استمقام برتر کیوان فروترین پایه
جفت گاوی را اگر خدمت کنی سالی سه ماهروزگارت زو شود هر هفته و هر ماه به
خدایگان فصیحان دهر ابن یمینتویی که هست فضایل ترا و همتانه
خواجه را بین کز برای حرص و بخلسیم حاصل میکند بیفایده
دلا ز حال بد خود مکن جزع زنهارصبور باش چه دانی نکو شود ناگاه
دل ابن یمین گرچه ز غصه خون همی گرددازین بخت سیه روز و ازین گردون پیروزه
دی یکی گفت کابن یمینبا کناری شد از میان گروه
دی معرف به پیش آصف عهدخواند فصلی ستوده که و مه
بی تو حرام است به خلوت نشستحیف بود در به چنین روی بست
روزی ز بهر تجربه بگرفتم آینهدیدم نشان مرگ در آنجا معاینه