گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
گر بخت را وجاهت و اقبال رانداستاز خدمت محمد بهروز احمد است
ای بار خدایا که جهان چون تو ندید استنام تو رسید است به جایی که رسید است
ای نام تو بخشیده بخشنده ارواحآیات رسالت را انفاس تو الواح
صدر بابوییان سزا باشدکاندرو عقل را ثنا باشد
باز آمد آنکه ملک بدو کامکار شدباز آمد آنکه بخت بدو بختیار شد
کاروان می رود و بار سفر می بندندتا دگربار که بیند که به ما پیوندند
شاها ترا به شاهی گیتی مرید بادایام نیک خواه تو ایام عید باد
آفرین بر شاه و جشن شاه بادجشن ملک آرای او هر ماه باد
میزان فلک قسم شب و روز جدا کرداز روز نوا بستد و شب را به نوا کرد
شاه را روی بخت گلگون بادجشن آبان بر او همایون باد
خسروا بخت پاسبان تو بادقاهر دهر قهرمان تو باد
با مال جود خواجه بکین باشدوز جود مال خواجه حزین باشد
ترتیب ملک و قاعده حلم و رسم دادعبدالحمید احمد عبدالصمد نهاد
این مبارک پی بنای محکم گردون نهانکرده شاگردیش گردون خوانده او را اوستاد
چو صاحب طالع خویش است مسعودملک مسعود ابراهیم مسعود
ساقیا جام دل افروز بیارفتح شه یاد کن و می بگسار
پیش رویت دگران صورت بر دیوارندنه چنین صورت و معنی که تو داری دارند
ز کسب جاه پدر شاد باد و برخوردارزریر نجم سپه پروری سپهسالار
از جهان آفرین هزار هزارآفرین باد بر سپهسالار
عمید دولت عالی و خاص مجلس میرامین گنج شه و حمل بخش حمله پذیر
آمد آن شرع را شعار و دثارآمد آن ملک را یمین و یسار
این بهار طرب نهال سرورکه به فرمان شاه شد معمور
ای ملک را جمال تو افزوده کار و بارمسعود بیخ و شاخ تو مسعود برگ و بار
ای سرافراز عالم ای منصوروی به صدر تو اختلاف صدور