گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
نظام عالم و خورشید ملک و ذات هنرنصیر دولت و پشت هدی و روی ظفر
آمد آن مایه سعادت بازکز جهان ملک را به دوست نیاز
شاد باش ای پیشکار دین و دولت شاد باشدایم اندر دین و دولت زفت باش و راد باش
شاید این طلعت میمون که به فالش دارنددر دل اندیشه و در دیده خیالش دارند
ای چو نام تو اعتقاد تو پاکانجم همت تو بر افلاک
گاه مسعود تاجدار ملکتاج ماه است گاه بار ملک
بورشد رشید ای جمال ملکای ذات تو ذات کمال ملک
آمد از حوت برنهاده ثقلپیشوای ستارگان به حمل
فلک در سایه پر حواصلزمین را پر طوطی کرد حاصل
ای به ذات تو ملک گشته جلیلوی به نام تو زنده نام خلیل
فتح و ظفر و نصرت و فیروزی و اقبالبا عز خداوند قرین بودند امسال
ای طبع تو فصل بهار خرمای جود تو اصل نوای عالم
بیار ای پسر ای ساقی کراماز آن شمع فتنه چراغ جام
نظام گیرد کار هوا بدین هنگامکه دل ز شیر ستاند بدو دو پیکر وام
تو آن نه ای که دل از صحبت تو برگیرندو گر ملول شوی صاحبی دگر گیرند
سپهر دولت و دین آفتاب هفت اقلیمابوالمظفر شاه مظفر ابراهیم
روی بازار ملک هفت اقلیمپشت حق بوالمظفر ابراهیم
موکب جشن خاص شاه عجماندر آمد به ساحت عالم
ای قوی رای کدخدای عجمای به گوهر گزیده تا آدم
زهی بزرگ عطاراد سرفراز همامتو را رسد که گذاری به فضل و رادی گام
شه باز به حضرت رسید هینیکران مرا برنهید زین
ای سپهسالار شرق ای پشت ملک ای صدر دینای زریر ای بوحلیم ای کوه حلم ای بحر کین
آمد آن تیر ماه سرد سخنگرم در گفتگوی شد با من
ماه ملک آمد از خسوف برونتخت ازو یافت رتبت گردون