گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
من بنده شیوه های شیرین توامآشفته طره های مشکین توام
هرچند ترا از اهل ایمان دارمدر معنی این مسیله برهان دارم
در دل هوس روی نگاری دارمدر سر ز می عشق خماری دارم
آن کس که ز یار خود بریده ست منمآن کس که ز زهر غم چشیده ست منم
از هر طرفی چهره گشاییکه منمدر هر نفسی جلوه گر آییکه منم
سحرگه غنچه ای در طرف گلزارز نخوت بر گلی خندید بسیار
ای دلبر دلدار طلب گار توایمای منبع انوار طلب گار توایم
بودیم درین عالم فانی رفتیمزین ملک بملک جاودانی رفتیم
تا در پی مخزن معانی رفتیمدر بحر محیط لامکانی رفتیم
هر چند که در مرتبه ما میرانیمانصاف توان داد که ما میرانیم
هرچند که در مرتبه مامورانیمبس ظاهر و پیداست که ما میرانیم
هم جام جهان نمای عالم ماییمهم آینه روشن کن آدم ماییم
بر دیده چون سحاب من رحمت کنبر سیل سرشک ناب من رحمت کن
بر گریه و بر زاری من رحمت کنبر مفلسی و خواری من رحمت کن
تا یار مرا نمود ازصد جاروبر خاک درش نهاده ام صد جارو
سر رشته اختیار از دست مدهیعنی سر زلف یار از دست مده
به بام قلعه ای باز شکارینمود از ماکیانی خواستگاری
از فضل خدا چونکه رسیدم بسرایای مطرب ازین رسیدن من بسرای
گر شاه زمانه ای وگر دستوریگر باز جهان شکاراگر عصفوری
ای عور شده ز کسوت بیچونیبرحسن و جمال خوشتن مفتونی
از لذت عاشقی چومسرور شویدر لشگر عاشقان چو منصور شوی
از آتش عشق تو شدم شیداییای روشنی دیده هر بینایی
ای سرو ریاض آشنایی که توییوی شمع طراز روشنایی که تویی
مقتدای ملک امام بشرشاه انصاریان دین پرور