گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
حق بر تحقیق سلطان ازلقادر بیچونقدیم لم یزل
آن همایون طایر فرخنده فالروح انسانیانیس ذوالجلال
بیش ازین غافل ز خود بودن چراجان بدست نفس فرسودن چرا
بود در تبریز زیبا منظرینازنین عالمی نیک اختری
بود یک پروانه شوریده حالجان شیرین کرده بر آتش حلال
نخودی گفت لوبیایی راکز چه من گردم این چنین تو دراز
شمع چون پروانه را معدوم دیدگفت باآتش کهای نور الفرید
گفت با شمع آتش سوزان برازکای به طول و عرض خود وامانده باز
ابلهی را علت درد شکمکرد عاجز هفته ای یا بیش و کم
بود استادی به غایت پرهنرداشت شاگردی چو شیطان حیله گر
بعد ازین از معدن هل من مزیدنکته ای دیگر بگوش جان رسید
حمد بر حضرت غنی احدالذی لم یلد ولم یولد
بشنوای طالب ره توفیقدر طریق خدا علی التحقیق
از بدایات گیر تا ابواببعد ازان تا معاملات و صواب
از بدایات اولست سخنبشنو و بعد از آن تأمل کن
کرد آسیا ز آب سحرگاه باز خواستکای خودپسند با منت این بدسری چراست
قسم ابواب هم ده آمده استداند آن کس که بر ره آمده است
پس کنم در معاملات شروعباتو گویم همه اصول و فروع
بعد ازان منزلات اخلاقستکه نشان صفات خلاقست
بعد ازان شد مغازلات وصولکه بود جملگی نشان قبول
پس ازان قسم اودیت می داناولش هست منزل اجسان
قسم احوال بعد ازین باشدهر که دانست مرد دین باشد
بعد ازین قسمت ولایاتستداند آن کس که در مقاماتست
اول آن مکاشفه است و یقینبعد ازان در مشاهده می بین