گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۸۴
ساغر زهری کشیدم نوش باد
شمارهٔ ۱۸۵
بزم وصلت گل خمیازه آغوشم باد
شمارهٔ ۱۸۶
بی خیالت خاطرم خرم مباد
غزل شمارهٔ ۴۱
کعبه اولاد آدم کوی توست
شمارهٔ ۱۸۷
می سپارم جان نوازش های یاران کم مباد
شمارهٔ ۱۸۸
پژمردگی شکفته از آن گلستان مباد
شمارهٔ ۱۸۹
داغ فسردگی گل باغ کسی مباد
شمارهٔ ۱۹۰
خانه خاطرت آبادان باد
شمارهٔ ۱۹۱
در مشامم حسن شب بوی تو باد
شمارهٔ ۱۹۲
به غیر ما به که دشنام می تواند داد
شمارهٔ ۱۹۳
که پیغام تحمل می فرستد
شمارهٔ ۱۹۴
چو مرهم زخم ما از دیده ناسور می افتد
شمارهٔ ۱۹۵
چو خوی نازکی دیر آتشی شد زود می رنجد
شمارهٔ ۱۹۶
دلم در سینه صحرا نگنجد
غزل شمارهٔ ۴۲
یارب او در پرده چون آراسته است
شمارهٔ ۱۹۷
این راز در آیینه اظهار نگنجد
شمارهٔ ۱۹۸
مجنون تو در خانه افلاک نگنجد
شمارهٔ ۱۹۹
در آتشی که منم خار و خس نمی گنجد
شمارهٔ ۲۰۰
نگه در دیده می دوزد نفس در سینه می پیچد
شمارهٔ ۲۰۱
در این گلشن اگر یک غنچه امید وا گردد
شمارهٔ ۲۰۲
رویش از قبله ابروی بتان برگردد
شمارهٔ ۲۰۳
سینه آیینه یکرنگی عالم گردد
شمارهٔ ۲۰۴
سوی عاشق نظری تا همه تن جان گردد
شمارهٔ ۲۰۵
این دود چراغی است که خاموش نگردد