گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
غزل شمارهٔ ۱۵۶
بی خبر سر در جهان خواهم نهاد
ضد این صفت اهتمام داشتن در قضاء حوایج مسلمین و سعی در اعانت و برآوردن مهمات ایشان است و این از صفات شریفه و ثواب به جا آوردن آن بی حد و نهایت استطریقت بجز خدمت خلق نیست
صفت پنجم کوتاهی و مسامحه کردن در امر به معروف و نهی از منکر است و سبب آن یا ضعف نفس است یا طمع مالی و آن از جمله مهلکات است و ضرر آن عام و فساد آن تام است زیرا اگر بساط امر به معروف و نهی از منکر پیچیده شود و اساس آن برچیده شود آیات نبوت از میان مردم برطرف و احکام دین و ملت ضایع و تلف می گردد و جهل و نادانی عالم را فرو می گیرد و ضلالت و گمراهی ظاهر می شود و آثار شریعت رب العالمین فراموشو چراغ آیین سید المرسلین خاموش فتنه و فساد شایع و ولایت و اهل آنها نابود و ضایع می گردند و از این جهت است که می بینی و می شنوی که در هر روزگاری که قوی النفس دینداری که حکم او نافذ و جاری بود از علمای صاحب دیانت یا امرای صاحب سعادت از پی این کار دامن همت بر میان زد و در راه دین و آیین از ملامت و سرزنش مردمان أندیشه نکرد همه مردمان به طاعات و مبرات راغب و تحصیل علم و عمل را طالب شدند و برکات از آسمان بر ایشان نازل و خیر دنیا و آخرت ایشان را حاصل شد و در هر زمانی که عالم عاملی یا سلطان عادلی همت بر این امر خطیر نگماشت و این کار عظیم را سهل انگاشت امر مردم فاسد و بازار علم و عمل کاسته گشته مردم به لهو و لعب مشغول و به هوا و هوس گرفتار و خودسر شدند و یاد خدا و فکر روز جزا را فراموش و از باده معاصی و ملاهی مست و مدهوش گشتندو به این سبب در آیات و اخبار مذمت بسیار بر ترک امر به معروف و نهی از منکر شده خدای تعالی می فرماید لو لا ینهیهم الربانیون و الااحبار عن قولهم الإثم و أکلهم السحت لبیس ما کانوا یصنعون یعنی چرا نهی نمی کنند علماء و دانایان ایشان را از گفتار گناه و خوردن حرام هر آینه بدکاری است آنچه می کنند و از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که هیچ قومی نیست که معصیت کنند و در میان ایشان کسی باشد که قدرت داشته باشد ایشان را منع کند و نکند مگر بیم آن است که خدای تعالی فرو گیرد ایشان را به عذابی که از نزد او نازل می گردد و نیز از آن سرور منقول است که فرمود باید البته امر به معروف و نهی از منکر نمایید و إلا بدان شما بر شما مسلط می شوند پس خوبان شما دست به دعا برمی دارند و دعای ایشان به درجه اجابت نمی رسد و فرمود که خدا عذاب نمی کند خواص را به گناه عوام تا معاصی در میان ایشان ظاهر و هویدا گردد و خواص را قدرت بر انکار آنها باشد و انکار نکنند و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام منقول است که فرمود به درستی که کسانی که پیش از شما به هلاکت رسیدند بدان واسطه بود که مرتکب معاصی شدند و علمای ایشان آنها را نهی نکردند چون معصیت ایشان به طول انجامید عقوبات الهی بر ایشان نازل گردید و فرمود که امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوقند از خلقهای الهی پس هر که یاری کند آنها را خدا او را عزیز کند و هر که ذلیل کند آنها را خدا او را ذلیل کند و نیز از کلمات آن حضرت است که هر که ترک کند انکار منکر را به دل و دست و زبان او مرده ای است در میان زندگان و فرمود که رسول خدا ما را امر کرد که ملاقات کنیم با اهل معاصی با روهای درهم کشیده و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که خداوند عالم به شعیب نبی وحی فرستاد که من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد چهل هزار نفر بدان و شصت هزار نفر از نیکان عرض کرد که پروردگارا نیکان را چرا خطاب رسید به جهت آنکه مماشات و سهل انگاری با اهل معصیت کردند و به غضب من غضبناک نگشتند و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که پاکیزه نشد طایفه ای که از اقویای ایشان حق ضعفای ایشان گرفته نشد و از آن حضرت مروی است که خدای تعالی دو ملک را فرستاد به شهری که آن را با اهلش سرنگون سازند چون به آنجا رسیدند مردی را دیدند که خدا را می خواند و تضرع می کند و زاری می نماید یکی از آن دو ملک گفت این مرد را نمی بینی گفت چرا و لیکن آنچه خدا فرموده به جا می آوریم آن یک گفت من کاری نمی کنم تا پروردگار رجوع کنم و از او سوال کنم پس مراجعت کرد و عرض کرد پروردگارا چون به این شهر رسیدیم فلان بنده تو را دیدیم که تو را می خواند و تضرع می کرد خدای تعالی فرمود امری که کردم به جا آوردید به درستی که آن مرد کسی است که هرگز در غیظ به جهت امر من متغیر نشده یعنی در معاصی به غضب نیامده و روزی آن حضرت به طایفه ای از اصحاب خود فرمودند که بر من لازم است که بی گناهان شما را به گناهکاران مواخذه نمایم و چگونه لازم نباشد و حال اینکه از مردی از شما عمل قبیحی به شما می رسد و انکار بر او نمی کنید و از او دوری نمی نمایید و اذیت نمی رسانید او را تا آن را ترک کند و فرمود که البته بار خواهم کرد گناهان نادانان شما را بر علما و دانایان شما
بدان که ضد کوتاهی در امر به معروف و نهی از منکر سعی و اجتهاد در آنها است و این از اعظم شعایر دین و اقوای علامت شریعت و آیین است و آن مقصد کلی است از بعثت أنبیا و أوصیا و نایب گردانیدن متدینین از علمایی که مدار گردش آسیای جمیع ادیان است و اختلال آن موجب بازماندن آن از دور آن است و از این جهت مدح و ترغیب به آن در آیات و اخبار بی پایان رسیده و امر به آن شدهخداوند عالم می فرماید و لتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و أولیک هم المفلحون یعنی باید از شما طایفه ای باشند که مردم را به خیر بخوانند و امر به معروف کنند و نهی از منکر نمایند و این طایفه رستگارانند و نیز می فرماید کنتم خیر امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر یعنی شما بهترین امتی هستید که بیرون آمده اید زیرا که امر می کنید به معروف و نهی می کنید از منکر و از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که به خدایی که جان من در قبضه قدرت اوست که البته شما را یکی از دو چیز خواهد بود یا آنکه امر به معروف کنید و اهل معاصی را از منکرات باز دارید یا آنکه حق عذابی از نزد خود بر شما گمارد و هر چند دعا کنید اجابت نکند و نیز از آن حضرت منقول است که جمیع اعمال حسنه و جهاد در راه خدا در پیش امر به معروف و نهی از منکر نیست مگر مثل جرعه ای در پیش دریای بی پایان و از آن حضرت مروی است که خدای تعالی هیچ پیغمبری را مبعوث نکرد مگر اینکه از برای او خواص اصحاب چند هستند و آن پیغمبر در میان ایشان به قدری که خدا می خواهد مکث می کند و به کتاب خدا و اوامر او عمل می کند تا اینکه خدا قبض روح آن پیغمبر را کند آن خواص می مانند و به کتاب خدا و امر او و طریقه پیغمبر او عمل می نمایند و چون ایشان منقرض شدند بعد از ایشان هم طایفه ای می رسند که بر سر منبرها می نشینند که قول ایشان معروف و عمل ایشان منکر است پس هر وقت شما این زمان را دریابید واجب است بر هر مومنی که با ایشان جهاد و دفاع کند و اگر قدرت نداشته باشد در دل با ایشان نزاع داشته باشد و به غیر از این اسلامی نیست و از حضرت امیرالمومنین علیه السلام مروی است که امر به معروف و نهی از منکر اجل کسی را نزدیک نمی کند و روزی کسی را کم نمی کند و بهتر از این کلام حقی است که کسی در پیش حاکم جابری بگوید و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که امر به معروف و نهی از منکر طریقه پیغمبران و شیوه نیکان است فریضه عظیمه ای است که سایر فرایض به واسطه آن به پای داشته می شود و به آن راهها امن می گردد و مکاسب حلال می شود و مظلمه ها به صاحبانش رد می شود و زمین آباد می گردد و از دشمنان دین انتقام کشیده می شود و امر شریعت استقامت به هم می رساند پس به دلهای خود بر معصیت و اهل آن انکار کنید و انکار ایشان را به زبان آورید و روهای ایشان را بخراشید و در راه خدا از ملامت ملامت کنندگان خوف و اندیشه منمایید پس اگر قول شما را قبول کردند و از معصیت باز ایستادند و به حق رجوع کردند دیگر راهی و تسلطی بر ایشان نیست به درستی که تسلط بر کسانی است که مردمان را ظلم می کنند و در زمین به ناحق سرکشی می نمایند و ایشانند که عذابی دردناک از برای ایشان آماده است و با این کسان جهاد کنید با بدنهای خود و دشمن دارید ایشان را به دلهای خود و در بعضی اخبار وارد است که موسی علیه السلام بر پروردگار عرض کرد که کدام یک از بندگان تو رد نزد تو محبوب تر است خطاب رسید آنکه در تحصیل رضای ما چنان کوشد که دیگران در تحصیل آرزوهای خود و کسی که به پناه بندگان صالح ما درآید و کسی که چون معصیت مرا ببیند چنان غضبناک گردد که پلنگ از برای خود یعنی از اندک و بسیار خلق نیندیشد و از کشتن باک ندارد بلی مومن باید که در حال معاینه معاصی به جهت تحصیل رضای پروردگار جبار غیرت دین و عصبیت و حمیت چنان بر او مستولی گردد که از کثرت و قوت مخالفان حق نیندیشد و به مهابت و سطوت ملوک و سلاطین التفات نکند و در نصرت حق از مال و جان و آبرو مضایقه ننماید
و مخفی نماند که آنچه از آیات و اخبار مذکوره و سایر آیات عدیده و اخبار متواتره مستفاد می شود این است که امر به معروف و نهی از منکر بر هر فردی از افراد مکلفین واجب است و این مطلب مورد اتفاق جمیع علمای شیعه و سنی است به این معنی که امر کردن به واجبات و نهی کردن از افعال محرمه وجوب دارد و اما امر به مستحبات و نهی از امور مکروهه واجب نیست بلکه سنت است و وجوب امر به واجب و نهی از حرام چهار شرط دارداول آنکه علم داشته باشد به اینکه این فعل بر آن شخص واجب است یا حرام پس در امور متشابه امر به معروف و نهی از منکر وجوب ندارد بنابراین هر که علم به هم رسانید به وجوب یا حرمت هر امری به نحوی که احتمال اختلاف مجتهدین را در آن ندهد مثل اینکه ضروری دین یا مذمت یا اجماعی همه علماء باشد بر او لازم است که امر و نهی در آن کند و کسی که علم قطعی نداشته باشد به حکم چیزی و اجماعی نباشد بلکه اختلافی باشد یا احتمال اختلاف فقها را در آن امر بدهد اگر چه خود مجتهد باشد و در حکم آن رأیی داشته باشد یا رأی یکی از مجتهدین را در آن بداند نمی تواند کسی را به عنوان وجوب به آن امر و نهی نماید و در آن امر به معروف و نهی از منکر به عمل آورد مگر در حق کسی که بداند لازم بر آن کس همان حکمی است که او نیز می داند
و مخفی نماند که آنچه ذکر شد شرایط و آداب آن کسی بود که امر به معروف و نهی از منکر می نماید و اما کسی را که باید امر و نهی کرد شرط او در غالب آن است که عاقل و بالغ باشد بلی در بعضی از منکرات این شرط نیست چون اگر کسی طفل یا دیوانه را ببیند که شراب می خورد بر او واجب است که شراب را بریزد و او را منع کندو همچنین اگر دیوانه ای را ببیند که با دیوانه لواط یا زنا می کند یا با حیوانی جمع شده باید او را منع کند
چون وجوب امر به معروف و نهی از منکر را دانستی و شرایط آن را شناختی بدان که از برای آن چند مرتبه استاول انکار قلبی به این نحو که در دل منکر فاعل معصیت باشی و از این جهت او را دشمن داشته باشی و این مرتبه مشروط به چهار شرطی که گذشت نیست بلکه همین به دو شرط از آنها مشروط است یکی اینکه عالم باشد به اینکه آنچه را مرتکب شده معصیت است و دیگر آنکه آن شخص که مرتکب منکر شده نادم و پشیمان نباشد
چون وجوب امر به معروف و آداب و شرایط آن را معلوم کردی بدان که منکرات یعنی اعمال ناشایسته که شامل حرام و مکروه است بسیار است و آنچه در امثل این روزگار در میان مردم شایع شده و رسوم ایشان بر آنها جاری گشته بی شمار و احصاء آنها به طریق تفصیل ممکن نیست و مجمل آنها نیز بسیار است از آن جمله اعمالی است که غالب آن است که در مساجد می باشد مثل اخلال به واجبات نماز و بعضی افعال آن چون ترک طمأنینه در رکوع و سجود و تأخیر نماز از وقت آن و نجاسات داخل مسجد نمودن و در آنجا سخن دنیا گفتن و خرید و فروش کردن و دیوانگان و اطفال در آنجا بازی کردن و غنا کردن در قرآن و غلط خواندن آن و حاضر شدن زنان و نظر کردن ایشان به مردان و نظر کردن مردان به ایشان و داخل شدن جنب و حایض در آن و غنا کردن موذنین و تعزیه خوانان و سایر خوانندگان و پیش از وقت اذان گفتن و حدیث دروغ در موعظه یا تعزیه نقل کردن و فتوی دادن غیر اهل و در وعظ و نقل حدیث ریا کردن و قصد خودنمایی کردن و امثال اینها و همه اینها افعال ناشایسته است که بعضی از آنها حرام و بعضی مکروه استو هر که بر حرام آنها مطلع شد نهی از آن بر او واجب و هر که بر مکروه آنها مطلع گردید نهی از آن بر او مستحب است و از آن جمله اعمال ناشایستی است که بیشتر در بازارها روی دهد چون دروغ گفتن در معاملات و پنهان کردن عیب متاع و قسم دروغ و نزاع کردن و فحش و دشنام و طعن و لعن و کم فروشی و معاملات فاسده و داخل شدن در خرید و فروش برادر مومن خود و ربا خوردن و غیر اینها
صفت ششم مذمت قهر کردن و دوری از برادران دینی و این نتیجه عداوت و کینه یا بخل و حسد است و از افعال ذمیمه می باشدحضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود هر دو نفر مسلمی که از یکدیگر قهر و خشم کنند و از هم دوری جویند و سه روز چنین باشند و با هم صلح و آشتی نکنند از دایره اسلام بیرون می روند و هر کدام که ابتدا به صلح و سخن گفتن کند در روز قیامت زود داخل بهشت خواهد شد و نیز از آن حضرت مروی است که از برای مسلمانان حلال نیست که زیادتر از سه روز از برادر خود دوری و قهر کنند از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که هیچ دو مردی از روی قهر از یکدیگر جدا نمی شوند مگر اینکه یکی از آنها مستوجب لعنت می گردد و بسا باشد که هر دو مستوجب شوند شخصی عرض کرد آنکه مظلوم است چرا مستوجب می گردد فرمود به جهت اینکه او چرا برادر خود را به صلح نمی خواند و ابتدا به کلام نمی کند از پدرم شنیدم که می فرمود هرگاه دو نفر با هم نزاع کنند و یکی از آنها قهر کند آنکه مظلوم است باید به نزد آن دیگری بیاید و بگوید ای برادر تقصیر با من است و من ظلم کرده ام تا نزاع از میان ایشان برطرف شود به درستی که خدا حاکم عادل است و از ظالم حق مظلوم را می گیرد و حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود که خدا رحمت کند کسی را که الفت بیندازد میان دو نفر از دوستان ما ای گروه مومنین سعی کنید و با یکدیگر مهربانی نمایید و اخبار به این مضامین بسیار است پس لازم است بر هر که طالب نجات آخرت باشد که در این اخبار تأمل کند و آنچه در ثواب اضداد آن از دوستی و الفت با برادران رسیده ملاحظه نماید و خود را از شر شیطان نگاهدارد و به جهت مطالب پوچ دنیویه پیوسته از گرد کدورت و رنجش یکدیگر چون زنده در گور نباشد و اگر نزاعی فیما بین او و کسی واقع شود خود را بر آن بدارد که ابتدا به صلح و دیدن او کند تا بر شیطان و نفس اماره غالب گردد و به درجات رفیعه و ثوابهای اخرویه برسد
همچنان که اشاره به آن شد ضد قهر و دوری از برادران مومن آشتی و الفت با ایشان است و این از اوصاف جمیله و اعمال فاضله است و ثواب آن بی حد و فایده آن بی نهایت استاز حضرت رسالت مأب صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که جبرییل خبر داد مرا که خدای فرشته ای بر زمین فرو فرستاد آن فرشته می رفت تا به در خانه ای رسید که مردی ایستاده اذن داخل شدن می طلبد فرشته گفت با صاحبخانه چه کار داری گفت برادر مسلمان من است برای خدا به دیدن او آمده ام فرشته گفت کار دیگر نداری گفت نه پس آن فرشته به او گفت به درستی که من فرستاده خدایم به سوی تو و خدای تو را سلام می رساند و می گوید بهشت از برای تو واجب شد و گفت خدای می گوید که هر مسلمانی که زیارت مسلمانی کند نه آن است که او را زیارت کرده بلکه مرا زیارت کرده است و ثواب او بر من بهشت است و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که چون مومن از منزل خود بیرون می آید که برادر خود را زیارت کند پس خدای تعالی فرشته ای به او موکل می گرداند که بالی از بالهای خود را در زیر قدم او می افکند و بال دیگر را سایبان او می کند و چون به منزل برادر مومن داخل می شود خدای تعالی ندا می فرماید که ای بنده تعظیم کننده حق من و پیروی کننده آثار پیغمبر من لازم است بر من که تعظیم تو کنم از من سوال کن تا عطا نمایم بخوان مرا تا اجابت تو را فرمایم ساکت شو تا بی طلب حاجت تو برآورم پس چون مراجعت کند آن فرشته مشایعت او کند و همچنان بال خود را سایبان او می سازد تا به منزل خود داخل شود بعد از آن خدای تعالی ندا فرماید که به تحقیق واجب گردانیدم برای تو بهشت خود را و تو را اذن شفاعت دادم از برای بندگان خود و نیز مروی است که هر مومنی که از منزل خود برآید که زیارت برادر مومن خود کند و عارف به حق او باشد خدای تعالی برای هر قدمی حسنه ای از برای او می نویسد و سییه ای او را محو می کند و درجه او را بلند می گرداند و چون در خانه را بکوبد درهای آسمان از برای او گشوده می شود و چون با هم ملاقات کنند و مصافحه نمایند و دست به گردن یکدیگر کنند خدای تعالی متوجه ایشان گردد و به ایشان بر ملایکه مباهات کند و فرماید نظر کنید به این دو بنده من که زیارت یکدیگر نمودند و در راه من با هم دوستی کردند بر من لازم است که ایشان را عذاب نکنم به آتش بعد از این پس چون بازگردد به عدد نفسها و قدمها و سخنهای او ملایکه مشایعت او کنند و او را از شداید دنیا و عذاب آخرت محافظت نمایند تا مثل آن شب از سال آینده پس اگر در اثنای آن سال بمیرد از حساب روز قیامت معاف باشد و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که هر که به دیدن برادر مومن خود برود خدای تعالی می فرماید که مرا دیدن کردی و ثواب تو بر من است
و به اجماع علما از جمله محرمات عظیمه و گناهان شدیده است و موجب عذاب آخرت و بلاهای دنیاست و از اخبار مستفاد می شود و به تجربه ثابت است که قطع رحم موجب فقر و پریشانی و کوتاهی عمر می گردد و به این سبب که هر خانواده که در آن نفاق و شقاق میان ایشان حاصل شد و خویشان با یکدیگر بنای نزاع و ناخوشی گذاردند همگی به فقر و فاقه مبتلا و در اندک وقتی سلسله ایشان از هم می پاشد و زندگی ایشان به سر می آیدو در مذمت قطع رحم همین قدر بس است که قاطع رحم را خداوند عالم در قرآن مجید لعن فرموده و می فرماید و الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل و یفسدون فی الأرض أولیک لهم اللعنه و لهم سوء الدار یعنی کسانی که عهد خدا را می شکنند بعد از پیوند کردن آن و قطع می کنند آن چیزی را که خدا امر به وصل آن کرده که رحم باشد و در زمین فاسد می کنند ایشان اند که از برای آنهاست لعنت و بدی عاقبت و از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که دشمن ترین اعمال به سوی خدا شرک به خداست و بعد از آن قطع رحم و فرمود که قطع مکن رحم خود را اگر چه او تو را قطع کند و فرمود که خدا فرمود که من خداوند رحمن هستم و این رحم است اسم آن را از اسم خود مشتق کرده ام هر که صله آن را به جا آورد من هم صله او را به جا آورم و هر که آن را قطع کند من هم او را قطع می کنم و حضرت امیر المومنین علیه السلام در خطبه ای فرمودند که پناه می برم به خدا از گناهانی که تعجیل می کنند تا برطرف کردن صاحب خود عبدالله بن کواء عرض کرد که یا امیرالمومنین آیا گناهی هست که در فنای آدمی تعجیل کند فرمود بلی قطع رحم به درستی که اهل خانواده ای با هم اجتماع می کنند و دوستی می نمایند و مواسات و نیکویی می کنند با یکدیگر در حالی که ایشان اهل فسق و فجورند ولی به جهت دوستی و نیکویی با هم خدا روزی ایشان را وسیع می نماید و اهل یک خانواده از هم دوری می کنند و قطع رحم می نمایند ایشان را محروم می سازد و حال اینکه از اهل تقوی و پرهیزکاری هستند و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که در کتاب امیرالمومنین نوشته شده بود که سه خصلت است که صاحب آنها نمی میرد تا وبال آنها را نبیند سرکشی و قطع رحم و قسم دروغ و ثواب هیچ طاعتی زودتر از صله رحم به صاحب آن نمی رسد به درستی که طایفه ای از اهل معصیت هستند که با هم نیکویی می کنند اموال ایشان زیاد می شود و به درستی که قسم دروغ و قطع رحم خانه های آباد را ویران می کند و از اهلش خالی می کند و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند که بپرهیزید از حالقه که آمردها را می میراند شخصی عرض کرد که حالقه چیست فرمود قطع رحم و حضرت امیر مومنان علیه السلام به بعضی از گماشتگان خود در یکی از ولایات نوشتند که امر کن خویشان را که به دیدن هم روند و لیکن همسایگی با هم نکنند زیرا که همسایگی باعث بغض و حسد و قطع رحم می گردد و این امری است مشاهد همچنان که در اکثر اهل روزگار می بینیم که چون خویشان از هم دور هستند دوستی ایشان با یکدیگر بیشتر و شوق ایشان بهم افزون تر است آری مثل است مشهور که دوری و دوستی
غزل شمارهٔ ۱۵۷
تنم این همه بار می برنتابد
چون معصیت قطع رحم را دانستی بدان که ضد آن که صله رحم باشد به اتفاق جمیع علمای شیعه واجب و کتاب و سنت به آن ناطق است و از افضل طاعات و اعظم قربات استخدای تعالی جل شأنه می فرماید و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شییا و بالوالدین احسانا و بذی القربی یعنی بندگی کنید خدا را و هیچ چیز را شریک و انباز از برای او قرار مدهید و نسبت به والدین و خویشان نیکی و احسان به جا آورید و می فرماید و اتقوا الله الذی تسایلون به و الارحام یعنی و بپرهیزید از خدا که در حقوق او و حقوق ارحام در مقام سوال باز داشته خواهید شد جناب رسالت مآب صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که وصیت می کنم حاضرین امت خود و غایبین ایشان را و کسانی که در پشت پدران و رحم مادران هستند تا روز قیامت که صله رحم به جا بیاورند اگر چه دوری میان ایشان یک ساله راه باشد به درستی که این جزء دین است و فرمود که هر که خوش داشته باشد که اجل او تأخیر بیفتد و روزی او زیاد شود باید صله رحم به جای آورد و نیز فرمود که به تحقیق قومی خوب نیستند و از اهل معصیت هستند و لیکن صله رحم به جای می آورند به این سبب مالهای ایشان زیاد می شود و عمرهای ایشان طولانی می گردد پس اگر خوب باشند چگونه خواهند بود و در حدیثی دیگر فرمودند که به درستی که خانواده ای از اهل فسق و فجور هستند و به سبب صله رحم مالهای ایشان بسیار و عدد ایشان زیاد می گردد و فرمود که ثواب صدقه ده مقابل است و ثواب قرض هجده مقابل و ثواب احسان با برادران دینی بیست مقابل و ثواب احسان با خویشان بیست و چهار مقابل است و نیز فرمود هر که خواهد که خدا عمر او را زیاد کند و روزی او را وسیع گرداند باید صله رحم به جا آورد و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که صلح ارحام خلق را نیکو می گرداند و دست را گشاده می کند و روزی را وسعت می دهد و اجل را به تأخیر می افکند و در حدیث دیگر از آن سرور منقول است که صله ارحام اعمال را پاکیزه می کند و بلاها را دفع می کند و حساب روز شمار را آسان می سازد و أجل را به تأخیر می افکند و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که صله رحم حساب روز قیامت را آسان می کند و صله رحم است که عمر را طولانی می کند و از بدیها آدمی را محافظت می نماید و فرمود که صله رحم و نیکی با همسایگان خانه ها را آباد می کند و عمرها را زیاد می کند و نیز از آن حضرت منقول است که نمی دانم چیزی را که عمرها را زیاد کند مگر صله رحم حتی اینکه می شود که از عمر کسی سه سال باقی مانده باشد و صله رحم به جا آورد خدا عمر او را سی سال زیاد کند و سی و سه سال بگرداند و می شود که از عمر کسی سی و سه سال باقی مانده باشد و قطع صله رحم نماید خدا سی سال عمر او را کم کند و سه سال بگرداند و اخبار به این مضمون بسیار است و علاوه بر آنچه از اخبار متواتره مستفاد می شود و به تجربه و معاینه ثابت است که صله رحم باعث زیادتی عمر و وسعت رزق و جمعیت احوال می گردد و ظاهر آن است که زیاده بر ثواب آخرت و فواید دنیویه هیچ عملی از اعمال خیر به صله ارحام نرسد و اثر هیچ طاعتی زودتر از آن به ظهور نرسد
و بیچاره کسی که عاق پدر یا مادر باشد نه در دنیا خیر می بیند و نه در آخرت و نه از عمر خود برمی خورد و نه از عزت یک لقمه نانی به دل خوش از گلوی او فرو نمی رود و یک شربت آبی گوارا به کام او نمی رسد و جمیع آیات و اخبار بی شماری که در خصوص ذم قطع رحم وارد شده است به مذمت آن نیز دلالت می کندحق سبحانه و تعالی می فرماید و قضی ربک ألا تعبدوا ألا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر أحدهما أو کلاهما فلا تقل لهما أف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما خلاصه معنی اینکه حکم فرمود پروردگار به اینکه جز او را پرستش مکن و بندگی ننمای و نسبت به پدر و مادر احسان و نیکی به جای آور چنانچه یکی از ایشان یا هر دو در نزد تو به سن پیری برسند اف بر روی ایشان مگوی و چنانچه از تو چیزی خواهش نمایند ایشان را رد مکن و با ایشان سخن شایسته گوی و از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که زنهار حذر کنید از عقوق پدر و مادر به درستی که بوی بهشت از هزار ساله راه شنیده می شود و با وجود این نمی شنود آن را کسی که عاق باشد و نه کسی که قطع رحم کرده باشد و نه پیر زناکار و نه کسی که از راه تکبر جامه خود را بکشد و فرمود هر که صبح کند در حالتی که پدر و مادر بر او غضبناک باشند داخل صبح می شود در حالی که دو در جهنم بر روی او گشوده است و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که هرکه از روی خشم نگاه به پدر و مادر کند در حالتی که پدر و مادر بر او ظلم کنند خدا هیچ نمازی را از او قبول نمی کند و فرمود چون روز قیامت شود پرده ای از پرده های بهشت برداشته شود و به این سبب از پانصد سال راه هرکه را مشامی باشد بوی بهشت را می شنود مگر یک طایفه عرض شد که آن کیست فرمود عاق والدین و فرمود اگر پست تر از اف گفتن بر روی پدر و مادر چیزی می بود خدا از آن نهی می فرمود ادنای مرتبه عقوق اف گفتن بر ایشان است و از جمله عقوق است تیز نظر کردن بر روی ایشان شخصی از حضرت امام موسی علیه السلام سوال کرد که چگونه است اگر کسی به یکی از فرزندان خود گوید پدر و مادرم فدای تو باد آیا باکی دارد یا نه فرمود چنین می بینم که اگر پدر و مادر او زنده باشند این از عقوق باشد و اگر مرده باشند باکی نیست و اخبار در ذم عقوق والدین بسیار بلکه به اتفاق علما از گناهان کبیره است و با وجود اختلاف ایشان در عدد گناهان کبیره هیچ یک خلاف در کبیره بودن آن نکرده اند و اکثر اخباری که در بیان کبایر وارد شده است متضمن عقوق والدین هست
و مخفی نماند که ضد عقوق بر والدین و احسان به ایشان است و آن از اشرف سعادات و افضل قربات است و در آیات بسیار و اخبار بی شمار امر و ترغیب به آن شدهحضرت آفریدگار می فرماید و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا خلاصه معنی آنکه در نزد ایشان تذلل و انکسار و فروتنی و خاکساری کن و بگو بار پروردگارا پدر و مادر مرا رحمت کن همچنان که در حالت طفولیت و خردی مرا پرویدند و باز می فرماید و اعبدوا لله و لا تشرکوا به شییا و بالوالدین احسانا یعنی خدا را بندگی کنید و چیزی را شریک او مگردانید و نسبت به پدر و مادر احسان و نیکویی کنید و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که نیکویی با پدر و مادر افضل است از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا و مروی است که مردی به نزد آن سرور آمد عرض کرد یا رسول الله مرا وصیتی فرمای فرمود شرک به خدا نیاور اگر چه تو را به آتش بسوزانند و عذاب کنند که باید دل تو به ایمان مطمین باشد و پدر و مادر خود را اطاعت کن و نیکویی به ایشان کن خواه زنده باشند و خواه مرده و اگر تو را امر کنند که دست از مال و اهل خود بردار پس چنان کن و دیگری به نزد آن حضرت آمد و از نیکویی با پدر و مادر سوال کرد فرمود که نیکویی کن با مادر خود نیکویی کن با مادر خود نیکویی کن با مادر خود و نیکویی کن با پدر خود نیکویی کن با پدر خود نیکویی کن با پدر خود و ابتدا مادر را ذکر کرد و بعد از آن پدر را فرمود و جوانی به خدمت آن سرور آمد و عرض کرد که من مردی جوان هستم و دوست دارم که در راه خدا جهاد کنم و مادری دارم که از آن اکراه دارد فرمود برگرد به نزد مادر خود باش به خدایی که مرا به حق برانگیخته است که آرام گرفتن مادر تو به تو در یک شب بهتر است از یک سال جهاد در راه خدا و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود افضل اعمال نماز در وقت است و نیکویی با والدین و جهاد در راه خدا مردی به آن حضرت عرض کرد که پدر من بسیار پیر شده است و ضعف بر او مستولی گشته هرگاه اراده قضای حاجت داشته باشد ما او را برداریم فرمود بلی اگر توانی چنان کن و به دست خود لقمه بدهان او بگذار که فردا به کار تو خواهد آمد و شخصی به آن حضرت عرض کرد که پدر و مادری دارم که مخالف مذهب حقند حضرت فرمود با ایشان نیکویی کن همچنان که با پدر و مادری که از دوستان ما باشند نیکویی می کنی و شخصی به خدمت حضرت امام رضا علیه السلام عرض کرد که من دعا به پدر و مادر خود کنم هرگاه مذهب حق را نداشته باشند فرمود دعا کن به ایشان و تصدق از جانب ایشان کن و اگر زنده باشند با ایشان مدارا کن و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که سه چیز است که خداوند عالم جل شأنه از برای احدی رخصت در ترک آن قرار نداده رد امانت به بر و فاجر و وفای به عهد از برای بر و فاجر و نیکویی با والدین خواه بر باشند و خواه فاجر و حضرت صادق علیه السلام فرمود که چه باز می دارد مردی از شما را که نیکویی کند با والدین خود خواه زنده باشند و خواه مرده که نماز از برای ایشان کند و تصدق از برای ایشان نماید و حج به جهت ایشان بجا آورد و روزه از برای ایشان بگیرد تا ثواب آنچه کرده است از برای ایشان باشد و مثل آن ثواب نیز از برای او باشد و به آن جهت خدای تعالی خیر بسیار از برای او زیاد کند و اخبار در این خصوص از حد متجاوز و بیان از ذکر آنها عاجز است
بدان که همچنان که از برای پدر و مادر و خویشان و منسوبان حقی است همچنین از برای همسایگان نیز از جانب پروردگار حق ثابتی است که آن را حق جوار گویند و آن نزدیک به حق خویشان است و از برای همسایگان علاوه بر حق برادری حقوقی دیگر است که هر که کوتاهی کند گناهکار خواهد بود و حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که همسایگان سه طایفه اند همسایه ای است که او را یک حق است و همسایه ای است که او را دو حق است و همسایه ای است که او را سه حق است پس آن که سه حق دارد همسایه ای است که مسلمان باشد و خویش باشد او را حق همسایگی و اسلام و حق خویشی است و آن که دو حق دارد همسایه ای است که مسلمان باشد و خویش نباشد و از برای او حق همسایگی و حق برادری است که حق اسلام است و آن که یک حق دارد همسایه ای است که کافر باشد همین او را حق همسایگی است و بس و نیز از آن حضرت مروی است که نیکو همسایگی کن با همسایگان تا مسلمان باشی و در حدیثی دیگر از آن سرور مروی است که هر که ایمان به خدا و روز قیامت دارد باید با همسایه خود اکرام کند روزی به آن حضرت عرض شد که فلان زن روزها روزه می گیرد و شبها به عبادت می گذارند و لیکن همسایگان خود را اذیت می رساند فرمود او از اهل جهنم است و از حضرت امیر علیه السلام مروی است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم نوشت میان مهاجر و انصار و هر که ملحق به ایشان است از اهل یثرب که همسایه آدمی مثل نفس اوست که باید به او ضرر نرساند و حرمت همسایه بر همسایه مثل حرمت مادر است و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که نیکویی با همسایگان باعث زیادتی عمر و آبادی دیار می گردد و فرمود که از ما نیست کسی که نیکویی با همسایه نکند و فرمود که حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است که ایمان به من نیاورده است هر که سیر بخوابد و همسایه او گرسنه باشد منقول است که چون بعد از جدایی یعقوب از یوسف بنیامین نیز از او جدا افتاد فریاد برکشید که پروردگارا مرا رحم نمی کنی که چشم مرا گرفتی و مرا نابینا کردی و پسر مرا نیز گرفتی خدا به او وحی فرستاد که چرا در فلان روز گوسفندی کشتی و کباب کردن و خوردی و فلان شخص در همسایگی تو روزه بود به او چیزی ندادی بعد از آن هر صبح و شام منادی یعقوب ندا می کرد که از منزل یعقوب تا یک فرسخ راه هر که بخواهد نهار یا شام بخورد به منزل یعقوب حاضر گردد و مروی است که در روز قیامت همسایه فقیر چنگ زند بر دامن همسایه غنی و گوید پروردگارا از او بپرس که چرا در را بر روی من بست و احسان خود را از من منع نمود چنان مدان که حق همسایه همین است که او را اذیت نرسانی چون این تخصیص به همسایه ندارد و این حقی است که از برای همه کس ثابت است بلکه باید علاوه بر این با او به مهربانی و ملاطفت سلوک کرد و احسان خود را از او دریغ نداشت و آنچه به آن محتاج باشد و تو آن را مالک باشی از او مضایقه نکنی و او را مانند شریک در مال خود بدانی و بر او سلام کنی و دراز نفسی با او نکنی و از مخفیات احوال او که می خواهد پوشیده باشد تفتیش نکنی و در مرض او را عیادت کنی و در مصیبت به تعزیت او حاضر شوی و در عزا با او همراهی کنی و در شادی تهنیت او را نمایی و اگر به عیبی از او مطلع شوی بپوشانی و اگر از او خطایی سرزند عفو کنی و اگر خواهد بر دیوار خانه تو حملی کند مانع نشوی و اگر خواهد ناودانی به فضای خانه تو گذراد مضایقه نکنی و اگر خاکروبه بر در خانه تو بریزد منع نفرمایی و از اسباب خانه چون دیگ و ظروف و تبر و تیشه و نمک و آتش و امثال اینها آنچه خواهد دریغ نداری و اگر خواهد از راهی که مختص تو است آمد و شد نماید تنگ نگیری و چشم خود از اهل و عیال او نگاهداری و چون در خانه نباشد غافل از خانه او نشوی و با اولاد او لطف و مهربانی کنی و به آنچه مصلحت دین و دنیای او باشد او را ارشاد نمایی و اگر از تو یاری خواهد او را یاری کنی و اگر قرض طلبد او را قرض دهی و بنای خانه خود را بدون اذن او بر او بلند نگردانی که هوای خانه او را حبس کند و چون از اطعمه لذیذه به خانه آوری از برای او بفرستی و اگر نفرستی پنهان کنی تا اطفال او مطلع نشوند و خواهش داشته باشند و نتوانند و امثال اینهاو مخفی نماند که در شناختن همسایگی رجوع به عرف می شود یعنی هر که را متعارف باشد که همسایه گویند این حقوق از برای او ثابت است
و این از علامت خباثت نفس و عیب ناک بودن صاحب آن است چون هر عیب طالب داری اظهار عیوب مردم است بلکه هر که در آیات و اخبار ایمه اطهار سلام الله علیهم تتبع داشته باشد بر او معلوم می شود که هر که در صدد عیبجویی مردم و رسوا کردن ایشان است خبیث ترین افراد انسان و رذل ترین ایشان استخداوند عالم جل شأنه می فرماید ان الذین یحبون أن تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم یعنی به درستی که کسانی که دوست دارند اعمال ناشایست از مومنین ظاهر گردد از برای ایشان آمده است عذاب دردناک از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که فرمودند هر که ظاهر کند عمل ناشایست کسی را مثل آن است که خود به جای آورده باشد و هر که سرزنش کند مومنی را به چیزی نمیرد تا خود به آن مبتلا گردد
و مخفی نماند که ضد این صفت خبیثه عیب پوشی کردن و پرده بر بدیهای مردم افکندن است و ثواب آن بسیار و فضیلت آن خارج از حیز شمار استصاحب مسند رسالت و شافع روز قیامت می فرماید که هر که پرده بپوشد بر عیب مسلمانی خدای تعالی بپوشاند عیوب او را در دنیا و آخرت و فرمود که هیچ بنده ای عیب بنده دیگر را نپوشاند مگر اینکه خدای تعالی در روز قیامت عیب او را می پوشاند بلی
در احادیث وارد شده است که هرگاه خدای تعالی سر بنده را در دنیا بپوشاند کرم او از آن بالاتر است که در آخرت ظاهر گرداند و اگر در دنیا پرده از آن براندازد از آن کریم تر است که دوباره در آخرت آن را ظاهر نماید و نیز وارد شده است که در روز قیامت بنده ای را بیاورند که گریان باشد خطاب رسد که چرا می گریی عرض کند گریه می کنم بر آنچه در این روز از عیوب من در نزد آدمیان و فرشتگان ظاهر خواهد شد خداوند عالم می فرماید که ای بنده من تو را در دنیا رسوا نکردم و حال آنکه تو مشغول معصیت من بودی و می خندیدی چگونه امروز تو را رسوا می کنم و حال اینکه معصیت نمی کنی و گریانی مروی است که در فردای محشر جناب پیغبر صلی الله علیه و آله و سلم از داور اکبر مسیلت می نماید که محاسبه امت او را در حضور فرشتگان و پیغمبران و سایر امتان نکند تا عیوب آنها بر ایشان ظاهر گردد بلکه به حساب ایشان چنان برس که بجز تو و من دیگر کسی بر آن مطلع نگردد خطاب الهی رسد که ای حبیب من من به بندگان خود از تو مهربانترم چون تو روا نداری که عیوب ایشان نزد غیر تو ظاهر شود من روا ندارم که بر تو هم ظاهر گردد و ایشان در پیش تو شرمسار شوند من خود به تنهایی به محاسبه ایشان پردازم و چنان که بجز من احدی بر عیوب ایشان مطلع نگردد پس هرگاه عنایت پروردگار در پوشیدن عیوب بندگان تا به این حد بوده باشد پس ای مسکین غافل و ای مبتلای به انواع عیوب و رذایل ترا چه افتاده است که این پرده از عیوب بندگان خدا برمی داری و سعی در فاش کردن بدیهای ایشان می نمایی و زبان هرزه خود را به مذمت ایشان می گشایی از خود غافلی که به چه عیوب گرفتاری و به چه اعمال ناشایسته در کاری اندکی دیده بگشای و به سراپای خود نظر کن و صفحه ضمیر خبیث خود را مطالعه کن و چاره از عیوب خود کندر کوی و در چهی ای قلتبان
صفت دهم مذمت فاش کردن راز مردم و فضیلت رازداری است و این اعم است از اظهار عیوب مردم زیرا راز می تواند شد از عیوب باشد و می تواند شد نباشد لیکن حد افشای آن موجب ایذاء و اهانت به حق دوستان یا غیرایشان است و این عمل در شرع مذموم و صاحب آن در نزد عقل معاتب و ملوم استاز حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که نقلی که میان دو نفر گذشت امانت است میان شما و وارد است که از جمله خبایث آن است که سر برادر خود را فاش کنی عبدالله بن سنان به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام عرض کرد که رسیده است که عورت مومن بر مومن حرام است فرمود بلی عرض کرد که مراد عورتین او است فرمود نه چنین است بلکه فاش کردن سر اوست و ضد این عمل که نگهداری راز و کتمان اسرار باشد از افعال محموده و نتیجه قوت نفس و شهامت آن است
صفت یازدهم سخن چینی و نمامی و مفاسد آن و این رذل ترین افعال قبیحه و شنیع ترین همه است و صاحب این صفت از جمله اراذل ناس و خبیث النفس است بلکه از کلام الهی مستفاد می شود که هر سخن چینی ولد الزنا استمی فرماید هماز مشاء بنمیم مناع للخیر معتد أتیم عتل بعد ذلک زنیم و می فرماید ویل لکل همزه لمزه یعنی وای از برای هر سخنی چینی غیبت کننده و حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که هیچ سخنی چینی داخل بهشت نمی شود و فرمود که دشمن ترین شما در نزد خدا کسانی هستند که از پی سخن چینی میان دوستان می روند و برادران را از هم جدا می کنند و طلب عیب پاکان را می نمایند و در حدیث دیگر از آن سرور مروی است که چنین اشخاص شرار مردم اند و نیز از آن بزرگوار مروی است که حق سبحانه و تعالی بهشت را آفرید و به آن فرمود که سخن بگو بهشت گفت به سعادت رسید هر که داخل من شد خداوند جبار جل جلاله فرمود قسم به عزت و جلال خودم که مأوا نمی کند در تو هشت گروه مداومت کننده بر شرب خمر و اصرار کننده بر زنا و سخن چین و دیوث و لشکر پادشاه ظالم و مخنث و کسی که قطع رحم کند و آنکه با خدا عهدی نماید و به آن وفا نکند آورده اند که در زمان حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام در بنی اسراییل قحط و خشک سالی شد موسی علیه السلام چندین دفعه به دعای باران بیرون رفت و اثری نبخشید حضرت کلیم الله در این باب مناجات کرد وحی به او رسید که در میان شما سخن چینی هست و من به شومی او دعای شما را مستجاب نمی کنم و از مضمون این خبر می توان دانست که صاحب این صفت چقدر از رحمت الهی دور است که از شیامت همراهی او دست رد بر سینه مدعای حضرت کلیم نهاده و در رحمت و فیض بر روی امتی نگشاده
و چون بدی سخن چینی و خباثت آن دانسته شد پس بر هر عاقلی لازم است که هرگاه سخن چینی نزد او آید و از مسلمی امری نقل کند که نباید ذکر کرد آن را قبول نکند چون سخن چین فاسق است و خبر هر فاسقی به نص قرآن مردود استبلکه او را نهی کند و نصیحت نماید بلکه او را دشمن داشته باشد که چنین معصیتی از او سرزده علاوه بر دشمنی که با او کرده زیرا که کسی که در عقب دیگری سخنی گوید ألمی به او نرسانیده و در برابر شرم کرده و این شخص نمام که او را مطلع کرده او را متألم ساخته و از او شرم ننموده بلکه باعث فساد و فتنه شده و اگر دوست می بود آن شخص را که در عقب سخن گفته منع می کرد و نمی گذاشت که این سخن را بگوید
غزل شمارهٔ ۱۵۸
که دل جز عشق جانان برنتابد
و آن اعم از سخن چینی است زیرا فساد بدون سخن چینی متحقق می شود و این صفتی است خبیث و صاحب آن از اهل شقاوت است و این صفت آدمی را به جهنم می رساند و دین آدمی را تباه می کند و صاحب این صفت خبیثه در مقام ضدیت با خدا و رسول برآمده است چون بسیاری از قواعد شرعیه که خداوند عالم قرار داده از حضور جمعه و جماعت و مصافحه و زیارت و آمد و شد و ضیافت و نهی از ظن بد و غیبت همه از برای حصول دوستی و الفت میان مردمان است و هیچ چیز در نزد خداوند عالم و پیغمبر او چنین مطلوب نیست که میان بندگان الفت و یگانگی باشد و این خبیث ملعون بد نفسی که فساد می کند در مقام خلاف خدا و رسول برمی آید و آنچه از آنها خواسته اند او را رد می کند و شکی نیست که چنین شخصی بدترین ناس و رذل و خبیث ترین ایشان و مستحق انواع لعن است أن علیهم لعنه الله و الملایکه و الناس أجمعین