گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
ضد صفت جزع صبر است و آن عبارت است از ثبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن آن در بلایا و مصایب و مقاومت کردن با حوادث و شداید به نحوی که سینه او تنگ نشود و خاطر او پریشان نگردد و گشادگی و طمأنینه که پیش از حدوث آن واقعه است زوال نپذیرد پس زبان خود را از شکایت نگاهدارد و اعضای خود را از حرکات ناهنجار محافظت کند و این صبر در شداید است که ضد آن جزع استو از برای صبر اقسام دیگر نیز هست مثل صبر در معارک و جنگها که از افراد شجاعت است و صبر در حال غضب که حلم است و صبر در مشقت طاعت و عبادت
بدان که همچنان که صبر در بلایا و مصیبت است همچنین رفاهیت و نعمت نیز محتاج به صبر استو بیان این مطلب آنکه هر چه از برای بنده در دنیا حاصل می شود یا موافق خواهش و طبع او هست یا نیست بلکه کراهت از آن دارد و در حال فوز به سعادات به صبر موقوف است زیرا در حالت رفاهیت و حصول آنچه موافق خواهش است مثل صحت و وسعت اموال و رسیدن به جاه و مال و کثرت قبیله و عیال هرگاه صبر و خودداری نکند و خود را ضبط نتواند نمود از فرورفتن در آنها و مغرور شدن به آنها طاغی و یاغی می شود و سرکشی آغاز می نماید
چنان که مذکور شد مرتبه صبر بر بلایا و محن از مراتب رفیعه و درجات منیعه است و صبر منزلی است از منازل دین و مقامی است از مقامات موحدین و به واسطه آن بنده در سلک مقربان بارگاه احدیت داخل و به جوار حضرت احدیت واصل می گردد و تا کسی صبر را شعار خود نسازد به مراتب ارجمند فایز نگردد و تا آدمی جرعه بلا را لاابالی وار سر نکشد قطره ای از جام محبت نچشدناز پرورد تنعم نبرد را به دوست
هر که طالب تحصیل مرتبه صبر باشد باید مراعات چند امر نمایداول آنکه بسیار ملاحظه نماید اخبار و احادیثی را که در فضیلت ابتلای در دنیا رسیده است و بداند که به ازای هر مصیبتی محو گناهی یا رفع درجه ای است و یقین داند که خیری نیست در کسی که به بلایی گرفتار نشود
حضرت ایوب که پیغمبر خدا بود چندین سال به انواع بلاها مبتلا شد مروی است که چهل سال پیش از بلا در نعمت و رفاهیت بود و روزی هزار خوان از مطبخ او می آوردند و در فضایی می گذاردند و مردمان می خوردند و می رفتند و به روایتی بیست هزار اسب در طویله او بود به سوای آنچه در رمه بود و زراعت او به قدری بود که امر فرموده بود هیچ حیوانی و انسانی را از زراعت او منع نکنند تا هر یک هر چه خواهند منتفع شوند و با وجود این محصول او به قدری بود که کفایت مونت او را کردی و چهار صد غلام ساربانی او می کردندروزی جبرییل گفت که ای ایوب ایام راحت سرآمد و زمان محنت رسید آماده بلا باش گفت باک نبود ما تن به رضای دوست دادیم
و آن عبارت است از بیرون رفتن از اطاعت پروردگار و عبادت او و ضد آن طاعت کردن و به جا آوردن انواع عباداتی است که در شریعت مقدسه وارد شده استو عمده عبادات شرعیه چند چیز است طهارت و نماز و ذکر و دعا و تلاوت قرآن و روزه و حج و زیارت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم و جهاد و ادای حق معروف که شامل زکوه و خمس و صدقات مستحبه و غیر اینها بوده باشد
الهی بنده را در کار خود کنحضوری بخش و توفیقم مدد کن
بنام آنکه جان آرام ازو یافتدل معشوق و عاشق کام ازو یافت
غزل شمارهٔ ۱۷۰
جان بی دل و بی قرار می پیچد
خدایا رحمتی در کار من کنبه لطف خود هدایت یار من کن
ندارم وصف و تحمیدی که نیکوستسزای آنکه مقصود از جهان اوست
چو بختم یار و دولت همنشین شدسعادت با من از هر در قرین شد
در آن روزیکه بد روز جوانیجوانی چون بود زان سان که دانی
چنین دادم خبر پیر سخن سنجکه در تاریخ عمری برده بد رنج
چو بشنید این سخن از شاه شاپوربدان خدمت زمین بوسید از دور
زمین را بوسه زد شاپور و برخاستکه باد این کار همچون قامتت راست
چو زلف شب پریشان گشت بر روزز تب شمع فلک افتاد در سوز
چو دیو شب برآمد از تنش جانیکایک شد پری هر گوشه پنهان
دگر چون روز سر برزد ز کهسارز مردم دیو شب شد ناپدیدار
غزل شمارهٔ ۱۷۱
شایسته قرب پادشا گردد
چو شاپور این چنین نیرنگ بر ساختبه غیبت آنچنان شطرنج ها باخت
سحر کاشک زلیخا جمله پالودز خاور خسرو خور چهره بنمود
سخن پرداز کین در دری سفتز شیرین و ز خسرو این چنین گفت
چو شب اشک زلیخا ریخت برخاکبرآمد یوسف خورشید از افلاک