گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۷
به روز خویش بنشاندی من و ابر بهاری را
شمارهٔ ۸
ز خون سرخ فام خود بشوی این رنگ زردی را
شمارهٔ ۹
محو می باید نمود این آشیان فتنه را
شمارهٔ ۱۰
می نهند این خاینین بر دوش ملت بارها
شمارهٔ ۱۱
می کند پامال شهوت دسترنج دیگران را
شمارهٔ ۱۲
با چنین غارتگرانی وای بر احوال ما
غزل شمارهٔ ۱۸۱
جان عشق تو غمگسار دارد
شمارهٔ ۱۳
از داغ تازه سوخت دل لاله گون ما
شمارهٔ ۱۴
لیک چون خم دهان کف کرده در جوشیم ما
شمارهٔ ۱۵
چو آفتاب نخواهی اگر زوال مرا
شمارهٔ ۱۶
که زیر بار فلک هم نرفته شانه ما
شمارهٔ ۱۷
دیگر مجال آمد و شد نیست آه را
شمارهٔ ۱۸
پوشیده به تن جامه دیوانه گری را
شمارهٔ ۱۹
گاه پیرانه سری عهد شباب است مرا
شمارهٔ ۲۰
تا که را دل شکند شیشه و سنگ است اینجا
شمارهٔ ۲۱
که به عالم ندهم عالم مدهوشی را
شمارهٔ ۲۲
هست از چه به گیسوی تو دلبستگی ما
غزل شمارهٔ ۱۸۲
لب لعل تو رنگ گلنار دارد
شمارهٔ ۲۳
بین از اثر اشک به خون خفتن ما را
شمارهٔ ۲۴
خوبی گفتار داری بایدت رفتار خوب
شمارهٔ ۲۵
باز خون سازد جهان را نینوای انقلاب
شمارهٔ ۲۶
باید زدن به دیر کهن کوس انقلاب
شمارهٔ ۲۷
گر ترک جفا را نکنی شرط وفا نیست
شمارهٔ ۲۸
حق خود را از دهان شیر می باید گرفت