گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۹
مشکل ما را بمردن خوب آسان کرد و رفت
شمارهٔ ۳۰
پیش چشمم چشمه خورشید کی تابنده است
شمارهٔ ۳۱
روز و شب نوحه گری کار من و فاخته است
شمارهٔ ۳۲
در دل کجا دگر هوس آب و دانه داشت
غزل شمارهٔ ۱۸۳
ولی هر قطره ای از وی به صد دریا اثر دارد
شمارهٔ ۳۳
آری نداشت غم که غم بیش و کم نداشت
شمارهٔ ۳۴
غیر خوبی خوبرویان را ملاحت لازم است
شمارهٔ ۳۵
دمی بی یاد روی همدمی نیست
شمارهٔ ۳۶
بیهوده مکن ناله که فریادرسی نیست
شمارهٔ ۳۷
حق عوام نیز قبول خواص نیست
شمارهٔ ۳۸
خورشید فلک رشته پروین به زمین ریخت
شمارهٔ ۳۹
نیست آبادی بلی آنجا که عدل و داد نیست
شمارهٔ ۴۰
کلید قفل حقیقت زبان بسته ماست
شمارهٔ ۴۱
هیچکس همچو تو بیدادگری یاد نداشت
شمارهٔ ۴۲
جان شیرین را فدای جان شیرین کرد و رفت
غزل شمارهٔ ۱۸۴
از بسی نیکوی خبر دارد
بی زر و زور کجا زاری ما را ثمر استدر محیطی که ثمر بر اثر زور و زر است
شمارهٔ ۴۴
آنقدر دانم که خاکسترنشینم کرده است
شمارهٔ ۴۵
رفتی و عهد شکستی نبد این کار درست
سوگواران را مجال بازدید و دید نیستبازگرد ای عید از زندان که ما را عید نیست
شمارهٔ ۴۷
چون انتخاب ما به جز از انقلاب نیست
شمارهٔ ۴۸
روزگاریست که از دست تو این حال منست
شمارهٔ ۴۹
لیک دیوانه تر از من دل شیدای من است
شمارهٔ ۵۰
با اهل وفا از چه دگر جور و جفا داشت