گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۸۲
فتنه سربه سر بگذاشت سر به پای ناامنی
غزل شمارهٔ ۱۹۸
شب خوش بادش که روز شب کرد
شمارهٔ ۱۸۳
که منت ز سر گذشتم چو توام به سر گذشتی
شمارهٔ ۱۸۴
از پرده تو ای مه روی بیرون ز چه می آیی
شمارهٔ ۱۸۵
وز رخ چون آفتابت زینت مهتاب دادی
شمارهٔ ۱۸۶
سرو بنفشه مو را عنبر فروش کردی
شمارهٔ ۱۸۷
جوشن رستم چرا پوشد ز ابر بهمنی
شمارهٔ ۱۸۸
که روح بخش جهان است نام آزادی
شمارهٔ ۱۸۹
جان ز تن با ناله بیرون شد خموشی تا به کی
شمارهٔ ۱
غم نیست که تاب نیستی هست مرا
شمارهٔ ۲
دل تن بقضا داد ز جان سختی ما
غزل شمارهٔ ۱۹۹
دل ز مستی بیخودی بسیار کرد
شمارهٔ ۳
اندوه کند عزم همآهنگی ما
شمارهٔ ۴
چون سلسله شد جمع پریشانی ما
شمارهٔ ۵
آگاه ز حال خضر و چوپان شعیب
شمارهٔ ۶
از دست شکستگان شوی رنجه درست
شمارهٔ ۷
کز عزم شکسته را توان کرد درست
شمارهٔ ۸
دارند کل اندر کف و بیرق در دست
شمارهٔ ۹
در نفع چرا این بد و آن یک خوب است
شمارهٔ ۱۰
دارایی دارا و سکندر هیچ است
شمارهٔ ۱۱
آبادیش از پرتو عدل و داد است
شمارهٔ ۱۲
وز آتش فتنه خشک و تر در خطر است
غزل شمارهٔ ۲۰۰
تا رخ زیبای تو تصویر کرد
شمارهٔ ۱۳
درد و غم و رنج و المش بیشتر است