گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۴
در ساغر شهد ما شرنگی دگر است
شمارهٔ ۱۵
دل غرقه به خون ز محنت کارگر است
شمارهٔ ۱۶
حق را بقوی می دهد و معذور است
شمارهٔ ۱۷
در راه طلب عزم متین توشه بس است
شمارهٔ ۱۸
وز سبزه دمن چو خوابگاه طوس است
شمارهٔ ۱۹
دلجویی مردمان مغلوب خوش است
این جعبه رأی را چه دین و کیش استکز آن دل خوب و زشت در تشویش است
شمارهٔ ۲۱
بدبختی ما همیشه بیش از پیش است
شمارهٔ ۲۲
این اصل بهر منعم و مفلس فرض است
غزل شمارهٔ ۲۰۱
دل را به عشق خویش ز جان بی نیاز کرد
شمارهٔ ۲۳
در بندگی اظهار خدایی غلط است
شمارهٔ ۲۴
با خار به پیش باغبان هم سنگ است
شمارهٔ ۲۵
با طالع برگشته خود در جنگ است
شمارهٔ ۲۶
وصلش همگی فراغ و اصلش بدل است
شمارهٔ ۲۷
قانون شکنی پیشه اهل ستم است
شمارهٔ ۲۸
ویرانه کن بنای جور و ستم است
شمارهٔ ۲۹
در آن دل و جان شاد بسیار کم است
شمارهٔ ۳۰
برهان حقیقت دهن بسته ماست
شمارهٔ ۳۱
آزادی و صلح و سلم اندیشه ماست
شمارهٔ ۳۲
ما را به اطاعتش سر تسلیم است
غزل شمارهٔ ۲۰۲
ناکس جمله جهانم کرد
کابینه ما اگرچه بی تصمیم استمعبود شما به دشمنان تسلیم است
شمارهٔ ۳۴
اطراف چمن نشیمن یاران است
شمارهٔ ۳۵
جان رنجه ز بیداد ستمکاران است