گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۰۲
جز درس غم و محن به ما یاد نداد
غزل شمارهٔ ۲۰۹
تا در اسلام کافرستان کرد
شمارهٔ ۱۰۳
جز مسیله داد مرا یاد نداد
شمارهٔ ۱۰۴
آسوده ز غم توده انسان گردد
شمارهٔ ۱۰۵
بیگانه ره نفع و ضرر می بندد
شمارهٔ ۱۰۶
در باغ هزار تهنیت گو دارد
شمارهٔ ۱۰۷
در عین جنون حرف حسابی دارد
شمارهٔ ۱۰۸
در مالیه اختصاص کاری دارد
شمارهٔ ۱۰۹
بر جنس بشر دست درازی دارد
شمارهٔ ۱۱۰
خشم تو پلنگ کینه توزی دارد
شمارهٔ ۱۱۱
کی میل گل و گردش باغی دارد
شمارهٔ ۱۱۲
وز راز درون به سر هوایی دارد
غزل شمارهٔ ۲۱۰
بی عکس رخت فهم قمر می نتوان کرد
شمارهٔ ۱۱۳
وین شیوه کهنه را رها باید کرد
شمارهٔ ۱۱۴
با کوشش مستشار ما باید کرد
شمارهٔ ۱۱۵
یا چاره درد فقرا باید کرد
شمارهٔ ۱۱۶
جان باخته فتح باب می باید کرد
شمارهٔ ۱۱۷
همراهی شیخ و شاب می باید کرد
شمارهٔ ۱۱۸
بی زور تهمتنی نمی باید کرد
شمارهٔ ۱۱۹
بگذشته بدی ز حد چه می باید کرد
شمارهٔ ۱۲۰
در جامعه خوش نامی خود را گم کرد
شمارهٔ ۱۲۱
بد عهدی آسمان زمینگیرم کرد
آن خودسر مرتجع که دل ها خون کردپامال هوای نفس خود قانون کرد
غزل شمارهٔ ۲۱۱
گویی به غنیمت همه مشک ختن آورد