گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
وستال پی دفاع دل یکدله کردپس پیش وزیر و شه ز طوفان گله کرد
شمارهٔ ۱۲۴
با ساده رخان باده بی غش می زد
شمارهٔ ۱۲۵
دارای درایت و فراست باشد
شمارهٔ ۱۲۶
آن گرد ملال از جهالت باشد
شمارهٔ ۱۲۷
از دیده سر آورده عوض خواهد شد
شمارهٔ ۱۲۸
وز روزنه دیده برون خواهد شد
شمارهٔ ۱۲۹
پا تا به سر از دست تو خون خواهد شد
شمارهٔ ۱۳۰
سربار بدوش دوست کم باید شد
شمارهٔ ۱۳۱
یا صاحب زور معنوی باید شد
شمارهٔ ۱۳۲
از عشق به ملک آن ملک هالک شد
غزل شمارهٔ ۲۱۲
ز مشک ناب خرمن خرمن آورد
یک دم دل ما غمزدگان شاد نشدویرانه ما از ستم آباد نشد
شمارهٔ ۱۳۵
از نقشه بیگانه خبردار نشد
شمارهٔ ۱۳۶
در پیش امید و بیم تسلیم نشد
شمارهٔ ۱۳۷
از دست غم زمانه آسوده نشد
شمارهٔ ۱۳۸
وین عقده ناگشوده بگشوده نشد
شمارهٔ ۱۳۹
وز جعبه شوم کن جگرها خون شد
شمارهٔ ۱۴۰
در مزرع دل تخم صفا کاشته شد
شمارهٔ ۱۴۱
یک لحظه دهان بسته ام وا می شد
شمارهٔ ۱۴۲
مقصود و مرام ما معین می شد
غزل شمارهٔ ۲۱۳
عالمی بر خفته سر از خاک بر می آورد
روزی که شهید عشق قربانی شدآغشته به خون مفخر ایرانی شد
شمارهٔ ۱۴۴
با رایت خودسری برافراخته اند