گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۴۵
یک جامعه را به شبهه انداخته اند
شمارهٔ ۱۴۶
یکباره سوی ملک فنا تاخته اند
آنان که سوار اسب گلگون شده انداز مکمن ارتجاع بیرون شده اند
شمارهٔ ۱۴۸
وز حرص دول مدام در غایله اند
آنان که پریر قلب ما را خستنددیروز قرار با اجانب بستند
شمارهٔ ۱۵۰
معمار در این سرای ویران هستند
شمارهٔ ۱۵۱
بی چیز و گدا ز پیر و برنا گشتند
شمارهٔ ۱۵۲
تسلیم مقررات قانون گشتند
غزل شمارهٔ ۲۱۴
جهان حسن در زیر پر آورد
افسوس که دست رنج ما را بردندبا بطر چهار و پنج ما را بردند
شمارهٔ ۱۵۴
ما را غم بیکرانه قسمت کردند
شمارهٔ ۱۵۵
از بتکده رندانه جوابم کردند
شمارهٔ ۱۵۶
یغمای دل و غارت دینم کردند
صد مرد چو شیر عهد و پیمان کردنداعلان گرسنگی به زندان کردند
شمارهٔ ۱۵۸
یاران کهن محنتم افزون کردند
شمارهٔ ۱۵۹
آزادی حق خویش تأمین کردند
شمارهٔ ۱۶۰
آه دل مسکین و یتیم آوردند
شمارهٔ ۱۶۱
دیروز به اغیار مددکار شدند
شمارهٔ ۱۶۲
آزادی و ارتجاع در جنگ شدند
غزل شمارهٔ ۲۱۵
تا دلم از خط تو نفیر بر آورد
شمارهٔ ۱۶۳
آن توده اصل زارع و کارگرند
شمارهٔ ۱۶۴
بر مال وطن درازدستی دارند
شمارهٔ ۱۶۵
هر چند گران شوی بناچار خرند
شمارهٔ ۱۶۶
خون دل ماست چون می ناب خورند