گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
غزل شمارهٔ ۲۲۲
به نظاره جمالت همه تن شکر بگیرد
طوفان که ز توقیف برون می آیدجان در تن ارباب جنون می آید
شمارهٔ ۲۳۴
در حمله شتاب یا درنگی دارید
شمارهٔ ۲۳۵
قانع چو نشد خطایش اثبات کنید
گویم سخنی اگر که تصدیق کنیدآن را به جوان و پیر تزریق کنید
شمارهٔ ۲۳۷
خفتان پلنگ زیب اندام کنید
شمارهٔ ۲۳۸
بر مردم بی برگ و نوا رحم کنید
شمارهٔ ۲۳۹
در کیسه خویشتن زر و سیم کنید
بی مهری اگر با من شیدا نکنیدیا کینه دیرینه هویدا نکنید
شمارهٔ ۲۴۱
چون پای دهد دراز دستی نکنید
شمارهٔ ۲۴۲
بر پرد دریده پرده پوشی نکنید
غزل شمارهٔ ۲۲۳
از فرق فلک کلاه برگیرد
شمارهٔ ۲۴۳
بیچارگی عموم را چاره کنید
شمارهٔ ۲۴۴
بلبل غم دل به گل چو من می گوید
اسرار نهفته گر نگفتی بهتروین راز نگفته گر نهفتی بهتر
ای سست عقیده سخت شادی دیگرخرسند ز رأی اعتمادی دیگر
شمارهٔ ۲۴۷
وز جهل نداده فرق ظلمت از نور
این خانه ویرانه که تا نفخه صورچون جغد کند در آن نشیمن منصور
شمارهٔ ۲۴۹
قانع نشوم به نفی و اثبات وزیر
شمارهٔ ۲۵۰
در دست یلی قبضه شمشیر بگیر
صندوق دهن بسته درش چون شد بازافکند میان این و آن غلغله باز
طوفان بشنو چو نی نوای تبریزوز دیده ببار خون برای تبریز
غزل شمارهٔ ۲۲۴
جهانی خلق را بر یکدگر زد
شمارهٔ ۲۵۳
آمد پی دعوتم ز شب رفته دو پاس