گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵
چون به گوش افغان بلبل در بهار آمد مرا
شمارهٔ ۶
تا کنم زان چاره روز سیاه خویش را
شمارهٔ ۷
زتاثیر فغان آگه شود دراز نهانش را
غزل شمارهٔ ۲۴۰
عشق تو خود عالمی ست عقل در آن نی رسد
شمارهٔ ۸
ولی فریاد از آن روزی که آرد یاد ازین شب ها
شمارهٔ ۹
گدای بینوایی را که خواهد داد راه آنجا
شمارهٔ ۱۰
رقیب از وصل او هم باد یارب بی نصیب اما
شمارهٔ ۱۱
هر نوع کشد سزاست ما را
شمارهٔ ۱۲
حرفی که ناورد به زبان چیست نام ما
شمارهٔ ۱۳
چو بلبلی به قفس از هم آشیان تنها
شمارهٔ ۱۴
در راه تو دادیم هم آن را و همین را
شمارهٔ ۱۵
این بود که نگذاشت به عالم اثر ما
شمارهٔ ۱۶
محکم تر است از همه بندی به پای ما
شمارهٔ ۱۷
زلف او صد عقده دیگر زند در کار ما
غزل شمارهٔ ۲۴۱
بوی کجا به ما رسد چون به صبا نمی رسد
شمارهٔ ۱۸
باید کز آشنا نشناسد غریب را
شمارهٔ ۱۹
کز چون تو نا کسی نکند فرق کس مرا
شمارهٔ ۲۰
میداد به بی مهری او خو دل ما را
شمارهٔ ۲۱
سیلها از دیده ی خونبار می باید مرا
شمارهٔ ۲۲
زین به چه اثر بود دعای سحرم را
شمارهٔ ۲۳
باز می خواهد که از سر گیرم این افسانه را
شمارهٔ ۲۴
و گرنه هرگز این طالع نباشد بسمل ما را
شمارهٔ ۲۵
منتی در دل نهاد این مرگ مستعجل مرا
شمارهٔ ۲۶
به که در محشر گواه خود کند قاتل مرا