گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۷
به که با خویش گذارم دل نافرمان را
غزل شمارهٔ ۲۴۲
آن کس که بود نامرد از دادن سر ترسد
شمارهٔ ۲۸
زشت کند روی زشت چهره ی آیینه را
شمارهٔ ۲۹
از طعن جنون بیهده باشد گله ما
شمارهٔ ۳۰
ساغری تا وارهاند لحظه ای از من مرا
شمارهٔ ۳۱
زین داغها که از تو فروزد به تن مرا
شمارهٔ ۳۲
اول ربود خواب ز چشم پر آب ما
شمارهٔ ۳۳
نهاد بهر رهایی گشود چون پر ما
شمارهٔ ۳۴
چه گونه بار ببندم ز کوی یار امشب
شمارهٔ ۳۵
از لب چون لعل نایت لعل ناب
شمارهٔ ۳۶
یا این دهد خدایا آن کند نصیب
شمارهٔ ۳۷
زانکه او را نیست بیداری و این را نیست خواب
غزل شمارهٔ ۲۴۳
شرح رویت به هر زبان نرسد
شمارهٔ ۳۸
بیدارییی زبخت ندیدم مگر به خواب
شمارهٔ ۳۹
ور طلبی مرا خود مرگ من از خدا طلب
شمارهٔ ۴۰
جان تا به کی در آتش و تن تا به کی در آب
شمارهٔ ۴۱
آنقدر بیند تفاوت کز سهابا آفتاب
شمارهٔ ۴۲
روشنی نیست جز از پرتو روی چو مهت
شمارهٔ ۴۳
از آن به بخت بدم دل همیشه در جنگ است
شمارهٔ ۴۴
کان دیده را که روی تو دیده است خواب نیست
شمارهٔ ۴۵
در کیش من آن باده که بی دوست به جام است
شمارهٔ ۴۶
دوست در پهلوی غیر و غیر در پهلوی دوست
شمارهٔ ۴۷
زان هر دو عیان حادثه لیل و نهار است
رباعی شمارهٔ ۲
حالی خوش دار این دل پر سودا را