گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
غزل شمارهٔ ۲۴۴
پیر ما خرقه خود چاک زد و ترسا شد
شمارهٔ ۴۸
پای ماند از کار و کار از دست رفت
شمارهٔ ۴۹
یعقوب ز حال دل زارم خبری داشت
شمارهٔ ۵۰
از تو بیداد سپهر از یاد رفت
شمارهٔ ۵۱
هر که در تاب و تبی نیست ازین غم عجب است
شمارهٔ ۵۲
اگر وقتی به جنت سلسبیل است
شمارهٔ ۵۳
زما صد جان و از او یک اشارت
شمارهٔ ۵۴
گر این بسیار آن نیز اندکی نیست
شمارهٔ ۵۵
هم گهر پاش و گهر پوش است
شمارهٔ ۵۶
به عالم قصه راحت فسانه است
شمارهٔ ۵۷
کز تو گل بر دامن و از غیر خارم بر دل است
غزل شمارهٔ ۲۴۵
چون بزرگان به خرده باید شد
شمارهٔ ۵۸
دور از او گر زنده باشم دور نیست
شمارهٔ ۵۹
گلیش کاین دو یکی نیست از هزار یکی است
شمارهٔ ۶۰
کو در دل و جز او بدلم راه کسی نیست
شمارهٔ ۶۱
گذاشت اینکه بمانم به کویش آن نگذاشت
شمارهٔ ۶۲
آنچه با غم سرشته شد گل ماست
شمارهٔ ۶۳
چه جای اینکه ندانست آن و این دانست
شمارهٔ ۶۴
دور گردون به مدعای من است
شمارهٔ ۶۵
ور هست مرا جای دگر بال و پری نیست
شمارهٔ ۶۶
میتوان گفت که خوش تر زچمن جایی هست
شمارهٔ ۶۷
هر گلستانی که بینی بی خس و خاشاک نیست
غزل شمارهٔ ۲۴۶
از در مسجد بر خمار شد
شمارهٔ ۶۸
کس نیست در جهان که دلش مایل تو نیست