گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۹
نداشت گاهی اگر التفات گاهی داشت
شمارهٔ ۷۰
هر جا که دید سر و قدی خوش خرام رفت
شمارهٔ ۷۱
آن چه روشن نه از آن شمع شب تار من است
شمارهٔ ۷۲
دل از همه عیش بی نیاز است
شمارهٔ ۷۳
آنجا به چه کار آمد و زآنجا به چه رو رفت
شمارهٔ ۷۴
که بر دست تو تیغ امتحان نیست
شمارهٔ ۷۵
هر گه که بر آرم به فلک دست مناجات
شمارهٔ ۷۶
خلاف منطق و عقل است آرزوی بهشت
شمارهٔ ۷۷
آه که دشمن چنان و دوست چنین است
غزل شمارهٔ ۲۴۷
قصه گویان را زبان از کار شد
شمارهٔ ۷۸
در شکن زلف چو دلها شکست
شمارهٔ ۷۹
شادیم به عیش ناتمامت
شمارهٔ ۸۰
پشتم از بار دل خمیده اوست
شمارهٔ ۸۱
ناله بلبل چرا چون ناله من زار نیست
شمارهٔ ۸۲
شمع را روشنی از آتش پروانه ماست
شمارهٔ ۸۳
یاری که یار اهل وفا نیست یار نیست
شمارهٔ ۸۴
که با غمت ز غم هر دو عالم آزاد است
شمارهٔ ۸۵
روشن از ماه جهان تاب رخش خانه کیست
شمارهٔ ۸۶
اما دریغ ازین که بود هر دو بی ثبات
شمارهٔ ۸۷
که بر زبان همه را از تو داستانی هست
غزل شمارهٔ ۲۴۸
طای طریقت بتافت عقل نگونسار شد
شمارهٔ ۸۸
ناکرده فدای همه جان ها به فدایت
شمارهٔ ۸۹
شدم هلاک وز غیرت نخواستم ز خدایت
شمارهٔ ۹۰
که نه آن مهربان با من نه این است