گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۹۱
می گساران را بجز شهد هوس در جام نیست
شمارهٔ ۹۲
ورنه آه سحری را اثری نیست که نیست
شمارهٔ ۹۳
یا چاره وصال یا هلاک است
شمارهٔ ۹۴
که تنگ در بر خویشش گرفت و هیچ نگفت
شمارهٔ ۹۵
چو آورم نچشد کام شهد غیر مرارت
شمارهٔ ۹۶
دوستش دارم و داند که ورا دارم دوست
شمارهٔ ۹۷
ز آنکه او گنج است و جای گنج جز ویرانه نیست
غزل شمارهٔ ۲۴۹
هر لحظه به طبع خاک تر شد
شمارهٔ ۹۸
مراست شکوه خود از جور روزگار عبث
شمارهٔ ۹۹
گر آن طبیب علاجم نمی کند چه علاج
شمارهٔ ۱۰۰
مرگ است یا وصال یکی زین دواش علاج
شمارهٔ ۱۰۱
خون او در کیش میخواران مباح
شمارهٔ ۱۰۲
که صبح موسم عیش است و راح لذت روح
شمارهٔ ۱۰۳
همین بس است که شد منکر جمال صبیح
شمارهٔ ۱۰۴
از شرم آفتاب رخت آفتاب رخ
شمارهٔ ۱۰۵
بجای بلبل مسکین نشست بر سر شاخ
شمارهٔ ۱۰۶
وصل تو آن شراب که بیهوشی آورد
شمارهٔ ۱۰۷
بدل بگشا ز زخم خنجری چند
غزل شمارهٔ ۲۵۰
چو ذره هر دو عالم مختصر شد
شمارهٔ ۱۰۸
خاریست که از عشق گلی بر جگر آمد
شمارهٔ ۱۰۹
ز آهی است کز سینه گاهی برآید
شمارهٔ ۱۱۰
دردا که سیل اشک ما نگذارد آنجا بگذرد
شمارهٔ ۱۱۱
باشد که زحالم خبری داشته باشد
شمارهٔ ۱۱۲
لذت سنگ جفای تو حرامم باشد