گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۳۵
نباید آرزویی در دل مرغ سحر باشد
شمارهٔ ۱۳۶
سوی تو مرا جذبه ی عشق تو کشاند
شمارهٔ ۱۳۷
از پی چاره ندانم دل بیچاره چه کرد
غزل شمارهٔ ۲۵۳
دل کیست که جان نیز درین واقعه هم شد
شمارهٔ ۱۳۸
زلفی که تو را بند به گردن بگذارد
شمارهٔ ۱۳۹
تا آن که نسازیم ز خود رنجه دلی چند
شمارهٔ ۱۴۰
آسمان کآن بت بیداد گر امداد نکرد
شمارهٔ ۱۴۱
نشیه باده را زیاده کند
شمارهٔ ۱۴۲
گر دامنم از لوث هوس پاک نباشد
شمارهٔ ۱۴۳
مانند غریبی است که دور از وطن آمد
شمارهٔ ۱۴۴
گر اشک من و عشق تو غماز نباشد
شمارهٔ ۱۴۵
کز ضعف در آن کوی به جا ماند و به جا کرد
شمارهٔ ۱۴۶
و گر شراب به جام من از سبو ریزند
شمارهٔ ۱۴۷
به روی پرده نکویان پرده در گیرند
رباعی شمارهٔ ۳
گه گاه نه بر دوام خوانند آن را
غزل شمارهٔ ۲۵۴
نتوان به وجود متهم شد
شمارهٔ ۱۴۸
حال دل بیتو توان یافت که چون خواهد شد
شمارهٔ ۱۴۹
گردون به هر کس آنچه ببایست داد داد
شمارهٔ ۱۵۰
از او هر لحظه پایم در گلی بود
شمارهٔ ۱۵۱
گرچه مرغی آشیان در دام نتوانست کرد
شمارهٔ ۱۵۲
ز دل کارم چنین مشکل نباشد
شمارهٔ ۱۵۳
سبحه ای بدل ساز به زناری چند
شمارهٔ ۱۵۴
کسی داند که چون دل مبتلای آن بلا باشد
شمارهٔ ۱۵۵
اینکه خلقی از قفایش پای در گل می رود