گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
غزل شمارهٔ ۲۵۷
مقتدای عالم آمد پیشوای انس و جان شد
شمارهٔ ۱۷۸
برای آن گل عارض گلاب می سازد
شمارهٔ ۱۷۹
دگر نگار من از دلبری چه کم دارد
شمارهٔ ۱۸۰
آه که مهر مرا با تو یقین کرده اند
شمارهٔ ۱۸۱
مهر روی خوبرویان دردلم جا کرده بود
شمارهٔ ۱۸۲
خون منت به کام بود آنچنان لذیذ
شمارهٔ ۱۸۳
هر کس عزیزتر به بر اوست خوارتر
شمارهٔ ۱۸۴
از غیبت تو نیز برد لذت حضور
شمارهٔ ۱۸۵
با بیقرار دیگر دادم قرار دیگر
شمارهٔ ۱۸۶
بر تو یابد اگر غیر بار بار دگر
شمارهٔ ۱۸۷
که تا فزون کنم از عجز خویش ناز دگر
غزل شمارهٔ ۲۵۸
زهی زیبا که این ساعت جهان شد
شمارهٔ ۱۸۸
می نابش در آبگینه نگر
شمارهٔ ۱۸۹
جان رفته و نرفته غم او زجان هنوز
شمارهٔ ۱۹۰
دل برده ای ز دست و کنی قصد جان هنوز
شمارهٔ ۱۹۱
که تا گردد به کامش بخت فیروز
شمارهٔ ۱۹۲
که مدتی به بطالت گذشت عمر عزیز
شمارهٔ ۱۹۳
چون آن قد زیبا رخ گلگون نگرد کس
شمارهٔ ۱۹۴
ولی امید وصال تو عذرخواهم بس
شمارهٔ ۱۹۵
مرغی کز آشیانه کند یاد در قفس
شمارهٔ ۱۹۶
گلستانی ست که گل می دمد از هر خارش
شمارهٔ ۱۹۷
کآمد سعادت ابدی در ارادتش
غزل شمارهٔ ۲۵۹
فارغ ز نیک و بد گشت ایمن ز ما و من شد
شمارهٔ ۱۹۸
گو بیا و بنگر چون خضر اینک ز لبش