گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۹۹
سزد که مهر در افتد چو سایه در پایش
شمارهٔ ۲۰۰
خضر نبود عجب گر گم کند ره در بیابانش
شمارهٔ ۲۰۱
جدا ز آن یار خوش دیگر ندیدم روزگاری خوش
شمارهٔ ۲۰۲
همین ترسد ز من آلوده گردد دامن پاکش
شمارهٔ ۲۰۳
چرا گردد خجل هرگه که بینم پیش اغیارش
شمارهٔ ۲۰۴
گو شرح ناتوانی من تا توانیش
شمارهٔ ۲۰۵
که برم نشسته عمری و ندیده ام هنوزش
شمارهٔ ۲۰۶
که گر حاصل نشد کام من او حاصل شود کامش
شمارهٔ ۲۰۷
نمیدانم چه سازم با خیالش
غزل شمارهٔ ۲۶۰
پندار هستی تا ابد از جان و تن افتاده شد
شمارهٔ ۲۰۸
سراسر آرزو شد خاک کویش
شمارهٔ ۲۰۹
به من آن به که باید مهربانش
شمارهٔ ۲۱۰
آرام نگیرد دل دیوانه پسندش
شمارهٔ ۲۱۱
نیست ممکن وصل او در بزم خلاص
شمارهٔ ۲۱۲
هزار عارضه ام گر بود به جان عارض
شمارهٔ ۲۱۳
طبع دانا زان نیابد انبساط
شمارهٔ ۲۱۴
ما راست بکویت آنچنان حظ
شمارهٔ ۲۱۵
به نگاهی شود این دیده الهی قانع
شمارهٔ ۲۱۶
جبرییل گشت هم نفس اهرمن دریغ
شمارهٔ ۲۱۷
آورده خار گلبن حسنت به بار حیف
غزل شمارهٔ ۲۶۱
در صف دردی کشان دردی کش و مردانه شد
شمارهٔ ۲۱۸
چون ندارم چه کنم گر نکشم بار فراق
شمارهٔ ۲۱۹
گاهی پس از هلاکم اگر بگذرد به خاک
شمارهٔ ۲۲۰
کاندیشه ی وصال توام رفته از خیال