گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۲۱
وقتی نیامدی که بیایی به کار دل
شمارهٔ ۲۲۲
در عهد تو بی وفا شکستم
شمارهٔ ۲۲۳
با آن که دارد ایمنی صیدی که باشد در حرم
شمارهٔ ۲۲۴
یا برون مهر تو را یک باره از دل می کنم
شمارهٔ ۲۲۵
کام دل زار از تو دل آزار برآرم
شمارهٔ ۲۲۶
که هردم شاد سازند از نوید روز هجرانم
شمارهٔ ۲۲۷
هم آب بر آتش زد و هم آتش از آبم
غزل شمارهٔ ۲۶۲
در جهان عشق تو افسانه شد
شمارهٔ ۲۲۸
از جور تو به کزغم اغیار بمیرم
شمارهٔ ۲۲۹
این گشته اسیر دامت آن هم
شمارهٔ ۲۳۰
باید نخست چاره ی این چشم تر کنم
شمارهٔ ۲۳۱
در ره عشق این مخواه از من که من آن نیستم
شمارهٔ ۲۳۲
بگو وصف زلال کوثر آب زندگانی هم
شمارهٔ ۲۳۳
کآشیان و گل و گلشن همه رفت از یادم
شمارهٔ ۲۳۴
کام دل خویش از لب دلدار گرفتیم
شمارهٔ ۲۳۵
ز آسیب حوادث در پناهم
شمارهٔ ۲۳۶
دلشاد از اینم که دل شاد ندارم
شمارهٔ ۲۳۷
ناله ای کردیم و شوری در جهان انداختیم
غزل شمارهٔ ۲۶۳
جهان را بر او چه مقدار باشد
شمارهٔ ۲۳۸
کز شرم نتوانم نگاهی جانب قاتل کنم
شمارهٔ ۲۳۹
حیات بی ثباتی بهر عمر جاودان دادم
شمارهٔ ۲۴۰
من کزو دورم چه گویم چون شدم
شمارهٔ ۲۴۱
که شاید آن شوخ که یک ره آرد پی تماشا گذر به خاکم
شمارهٔ ۲۴۲
من در غم خویشم به کسی کار ندارم