گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۴۳
بر دل از رشک رقیبان نیز یاری داشتم
شمارهٔ ۲۴۴
در ایامی که در میخانه می در جام می کردم
شمارهٔ ۲۴۵
که بی نیاز زبال از پر خدنگ توام
شمارهٔ ۲۴۶
پر نشد پیمانه تا خالی نشد پیمانه ام
شمارهٔ ۲۴۷
گر چو او من هم دلی از سنگ در بر داشتم
رباعی شمارهٔ ۴
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
غزل شمارهٔ ۲۶۴
بخارش آسمان گردد کف دریا زمین باشد
شمارهٔ ۲۴۸
شرح یک شمه از هزار کنم
شمارهٔ ۲۴۹
یک امشب که با او دلی شاد دارم
شمارهٔ ۲۵۰
خشمگین رفته به صد عجز و نیاز آمده ام
شمارهٔ ۲۵۱
جز اینکه سوخت خار و خس آشیانه ام
شمارهٔ ۲۵۲
تا به کوی توام از باغ جنان بیزارم
شمارهٔ ۲۵۳
روز وصلش دردم افزون شد ندانم چون کنم
شمارهٔ ۲۵۴
خویش را خرسند از این فکر باطل داشتم
شمارهٔ ۲۵۵
ز شرم جان ناقابل سوی قاتل نمی بینم
شمارهٔ ۲۵۶
حدیث زلف دراز تو مختصر کردم
شمارهٔ ۲۵۷
یک بار نگفتم که ندامت نکشیدم
غزل شمارهٔ ۲۶۵
وگر باشد مگر زآدم نباشد
شمارهٔ ۲۵۸
در رهگذرش جا ز پی داد گرفتم
شمارهٔ ۲۵۹
بین چه ها می کشم از یار و چه ها می خواهم
شمارهٔ ۲۶۰
کس را بجز او صاحب این خانه ندانم
شمارهٔ ۲۶۱
که با او در میان از هر نگاهی صد سخن دارم
شمارهٔ ۲۶۲
آه اگر چرخ جفا پیشه بداند که منم
شمارهٔ ۲۶۳
پیداست که چون میگذرد روز سیاهم