گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۰۸
وز سر تیغ فلک خاطر ما ریش تر است
شمارهٔ ۱۰۹
مرا از روی خوبت ناگزیر است
شمارهٔ ۱۱۰
او به صورتگری نقش جهانی فاش است
شمارهٔ ۱۱۱
به شرح راست نیاید که غم از آن بیش است
شمارهٔ ۱۱۲
که رخش مایه دل و دین است
غزل شمارهٔ ۳۰۰
جمله وقت سوختن چون عود اندر مجمرند
شمارهٔ ۱۱۳
کسی را کان رخ مهوش قرین است
شمارهٔ ۱۱۴
که با ما دایما رایت چنین است
شمارهٔ ۱۱۵
وآن زلف بین که بر رخ چون مه نهاده است
شمارهٔ ۱۱۶
چون آن هلال دیده عقلم ندیده است
شمارهٔ ۱۱۷
جانم ز درد عشق تو بر لب رسیده است
شمارهٔ ۱۱۸
جگر بر آتش هجران کبابست
شمارهٔ ۱۱۹
که در عکس رخش در ماه تابست
شمارهٔ ۱۲۰
وآن چه چشمست که چون نرگس تو در خوابست
شمارهٔ ۱۲۱
راه خوابم به شب هجر خیال تو ببست
شمارهٔ ۱۲۲
مهر از آن یار بی وفا عجبست
غزل شمارهٔ ۳۰۱
عشق تو عقل و جانش را خانه فروش می زند
شمارهٔ ۱۲۳
سودای خاطرم ز سر زلف و خال تست
شمارهٔ ۱۲۴
زین ره تو درگذر که چنین جا نه جای تست
شمارهٔ ۱۲۵
عمرها تا در دلم غوغای تست
شمارهٔ ۱۲۶
درون دل خسته مأوای تست
شمارهٔ ۱۲۷
مرا دلی که به زلفین دوست پابستست
شمارهٔ ۱۲۸
وز همه عالم نظرم دوخته ست
شمارهٔ ۱۲۹
ز جستجوی هرکس باز رسته ست