گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۳۰
مهر از آن روی چو ماه تو دلم بگسسته ست
شمارهٔ ۱۳۱
چون بگذرد به باغ ز قدش قیامت است
شمارهٔ ۱۳۲
جور و جفات بر دل تنگم به غایتست
غزل شمارهٔ ۳۰۲
عقل را حامله راز کند
شمارهٔ ۱۳۳
زان رو که حسن روی بت من به غایتست
شمارهٔ ۱۳۴
ما را فراق روی تو دانی کفایتست
شمارهٔ ۱۳۵
ز عهد دور به غایت به دلریایی چست
شمارهٔ ۱۳۶
دل ربود و جان فدا کردم نخست
شمارهٔ ۱۳۷
درخت قامتت گویی میان دیده ما رست
شمارهٔ ۱۳۸
جان فدا کرد جهان وز همه عالم وارست
شمارهٔ ۱۳۹
ببست در تو دل و از غم جهان وارست
شمارهٔ ۱۴۰
وز غصه زمانه غدار دون برست
شمارهٔ ۱۴۱
با وجود سرخوشی تند و ملول و سرکشست
شمارهٔ ۱۴۲
که خاکم را به مهر تو سرشته ست
غزل شمارهٔ ۳۰۳
نقطه دل آینه جان کند
شمارهٔ ۱۴۳
بر خاک ره از غمت نشسته ست
شمارهٔ ۱۴۴
قد صنوبرش بر ما خوب و دلکشست
شمارهٔ ۱۴۵
به همه کار جهان چون نگرانی هیچست
شمارهٔ ۱۴۶
درد دوری تو ای دوست چو درمان تلخست
شمارهٔ ۱۴۷
که بر وصلت نمی باشد مرا دست
شمارهٔ ۱۴۸
که گیرد یک شبم وصل شما دست
شمارهٔ ۱۴۹
دلم از دوری او سخت حزین افتاده ست
شمارهٔ ۱۵۰
گفتم مدار زحمت و از من بدار دست
شمارهٔ ۱۵۱
برفت چون سر زلف توام قرار از دست