گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۴۶
دل برد و تخم مهر رخش در جهان بکاشت
شمارهٔ ۳۴۷
وز جور شحنه ای چو غمش بر دلم گماشت
شمارهٔ ۳۴۸
بهشت چیست وصال نگار حور سرشت
شمارهٔ ۳۴۹
آب دو چشم در غم رویت ز سر گذشت
شمارهٔ ۳۵۰
درد دل دارم ز تو نتوانم از درمان گذشت
شمارهٔ ۳۵۱
امید شب وصل توام جمله هبا گشت
شمارهٔ ۳۵۲
وز عهد خود آن نگار برگشت
رباعی شمارهٔ ۱۰
واندیشه فردات به جز سودا نیست
غزل شمارهٔ ۳۲۴
نزد او سود و زیان یکسان بود
شمارهٔ ۳۵۳
غیر یادم همه فراموشت
شمارهٔ ۳۵۴
از رفتنش چه سوز که بر جان ما برفت
شمارهٔ ۳۵۵
شرم از چشم بنی آدم برفت
شمارهٔ ۳۵۶
خون دل از دو دیده جانم روان برفت
شمارهٔ ۳۵۷
زلف مشکینش دل مسکین ما بشکست رفت
شمارهٔ ۳۵۸
قدی چو سرو و چنارم ز دست خواهد رفت
شمارهٔ ۳۵۹
خواب از دو دیده وز دل تنگم قرار رفت
شمارهٔ ۳۶۰
چون زلف بی قرار وی از من قرار رفت
شمارهٔ ۳۶۱
از بر من رفت جان و در دو زلفش جا گرفت
شمارهٔ ۳۶۲
شعله آن در دل خارا گرفت
غزل شمارهٔ ۳۲۵
دل گم شدگیش جاودان بود
شمارهٔ ۳۶۳
وز دو لعلش آتشی در ما گرفت
شمارهٔ ۳۶۴
ترا چو بخت من ای دوست از چه خواب گرفت
شمارهٔ ۳۶۵
از دیده و ره گذار بگرفت
شمارهٔ ۳۶۶
زان روی دلم به باغ بگرفت