گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۶۷
قرار در سر آن زلف بی قرار گرفت
شمارهٔ ۳۶۸
جور و جفا به حال دل ما ز سر گرفت
شمارهٔ ۳۶۹
ز صحبت شب هجران مرا ملال گرفت
شمارهٔ ۳۷۰
یا ناله های زار سحرگاه من گرفت
شمارهٔ ۳۷۱
دو چشم بختم از آن چهره و جمال نرفت
شمارهٔ ۳۷۲
تا مهر روی دوست به جانش فرو نرفت
غزل شمارهٔ ۳۲۶
اجل او از آب حیوان بود
شمارهٔ ۳۷۳
وز دو چشمت به دلم آنچه خطاها که نرفت
شمارهٔ ۳۷۴
حدیث عشق تو دریست می نیارم سفت
شمارهٔ ۳۷۵
و این مشکل هجران تو آسان نتوان گفت
شمارهٔ ۳۷۶
گشتم ز دوری بی صبر و طاقت
شمارهٔ ۳۷۷
تا چند کشد دل ز غم عشق ملامت
شمارهٔ ۳۷۸
اندیشه نداری مگر از روز قیامت
شمارهٔ ۳۷۹
نکشیدیم سر ز فرمانت
شمارهٔ ۳۸۰
بعد از امروز سر ما و خط فرمانت
شمارهٔ ۳۸۱
در خون جان عاشقان فکری بباید کردنت
شمارهٔ ۳۸۲
که چو من نیست بنده راهت
غزل شمارهٔ ۳۲۷
درد عشق تو برو تاوان بود
شمارهٔ ۳۸۳
تا کی بکشم جفا برایت
شمارهٔ ۳۸۴
بود گر سویم اندازی عنایت
شمارهٔ ۳۸۵
مکن جوری به جانم بی نهایت
شمارهٔ ۳۸۶
هستم آشفته به روی گل تو چون مویت
شمارهٔ ۳۸۷
پس آنگه بر دو زلف و خال و مویت
شمارهٔ ۳۸۸
بجز وصال تو در عالمم نباید هیچ