گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۸۹
هیچست آن دهان تو دل را منه به هیچ
شمارهٔ ۳۹۰
به حال خسته دلان جز جفا نکردی هیچ
شمارهٔ ۳۹۱
زینهار ای دل سرگشته که در هیچ مپیچ
شمارهٔ ۳۹۲
که تا ز خوف بیاسایدم زمانی روح
غزل شمارهٔ ۳۲۸
جانم بربود و جای آن بود
شمارهٔ ۳۹۳
جهان کنی دگر از وصل خویشتن آباد
شمارهٔ ۳۹۴
همه بر مسند شاهیت جا باد
شمارهٔ ۳۹۵
همه میل دلش سوی وفا باد
شمارهٔ ۳۹۶
خون جگرم ریزی از دیده که شرمت باد
شمارهٔ ۳۹۷
سال و ماه و هفته و روزت به از نوروز باد
شمارهٔ ۳۹۸
دایما بر دشمنان خویشتن پیروز باد
شمارهٔ ۳۹۹
که جهانی فدای جانش باد
شمارهٔ ۴۰۰
هزار جان و جهانم فدای آن دم باد
شمارهٔ ۴۰۱
دو چشم دشمن جاهت همیشه پر خون باد
شمارهٔ ۴۰۲
به سر تا پای تو صد آفرین باد
غزل شمارهٔ ۳۲۹
پیش هر ذره در سجود بود
شمارهٔ ۴۰۳
هر دو گیتی ز جان غلام تو باد
شمارهٔ ۴۰۴
در میان انجمن بر جمله میران شاه باد
شمارهٔ ۴۰۵
خصمت به بند شدت ایام بسته باد
شمارهٔ ۴۰۶
اینچنین خسته جگر بی دل و بی یار مباد
شمارهٔ ۴۰۷
همچو حلقه بر در هرکس مباد
شمارهٔ ۴۰۸
دلم همچو زلفت مشوش مباد
شمارهٔ ۴۰۹
یارب که یاد او ز دل خسته کم مباد
شمارهٔ ۴۱۰
ز بوی گل به مشامم خیال یار افتاد