گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۵۸
بی لذت است میوه چو افتد ز شاخ خام
شمارهٔ ۴۵۹
خویش را در جیب صد عیب و هنر پیچیده ام
شمارهٔ ۴۶۰
سرم گشت از بس که گردیده ام
شمارهٔ ۴۶۱
چون تو می گویی بگویم با تو بیچون دیده ام
شمارهٔ ۴۶۲
تدارک می کند تلخی هجران را شکر خوابم
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴
زشترویی چه کند آینه گردون
شمارهٔ ۴۶۳
یار اگر گردم بجز یار خدایی نیستم
شمارهٔ ۴۶۴
در نظرهای عزیزان اعتباری داشتم
شمارهٔ ۴۶۵
صد زبان سرخ چون گل در سخن می داشتم
شمارهٔ ۴۶۶
من این ره را ز پای افتادم و بی درد سر رفتم
شمارهٔ ۴۶۷
تمام دل شدم و از پی نظر رفتم
شمارهٔ ۴۶۸
آنچه در چاه زنخدان تو دیدم گفتم
شمارهٔ ۴۶۹
به پای بوس هما استخوان خود بردم
شمارهٔ ۴۷۰
هزار طعنه از آن روی بر سمن کردم
شمارهٔ ۴۷۱
اگر جان خاک راه او نمی کردم چه می کردم
شمارهٔ ۴۷۲
گهی شرابم و گه نشیه گه خمار خودم
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۵
بجهان گذران تکیه مکن چندین
شمارهٔ ۴۷۳
همیشه میل کش چشم اعتبار خودم
شمارهٔ ۴۷۴
گرچه سرگشته ام به جای خودم
شمارهٔ ۴۷۵
نه هر تخمی که کردم زیر خاک امید بردارم
شمارهٔ ۴۷۶
ولی چو آینه در دل ز کس غبار ندارم
شمارهٔ ۴۷۷
برهنه پایم و منت ز پای زار ندارم
شمارهٔ ۴۷۸
برای برق حسن گل عجایب خانه ای دارم
شمارهٔ ۴۷۹
نه داغ است این که از جان رونما آیینه ای دارم