گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۴۹
تا دوست را عنان عنایت کجا بود
شمارهٔ ۶۵۰
برگشت و جفا کرد و ندانم که چرا بود
شمارهٔ ۶۵۱
با خیالش روز و شب دلشاد بود
شمارهٔ ۶۵۲
زان جفاجو وفا تواند بود
رباعی شمارهٔ ۱۳
ناگه برود ز تن روان پاکت
غزل شمارهٔ ۳۵۴
هر دم از چشمه خضرش مدد جان آید
شمارهٔ ۶۵۳
همان دمم به جهان بخت یار خواهد بود
شمارهٔ ۶۵۴
گمان مبر که ز عشقم گزیر خواهد بود
شمارهٔ ۶۵۵
زبان فکر من از مدح لال خواهد بود
شمارهٔ ۶۵۶
نه چون محبت یار قدیم خواهد بود
شمارهٔ ۶۵۷
دل من طالب وصل تو به جان خواهد بود
شمارهٔ ۶۵۸
کامم از لب روا نخواهد بود
شمارهٔ ۶۵۹
صبر و قرار یکسر عشقم ز دست بربود
شمارهٔ ۶۶۰
زآنکه وصل تو چون روانم بود
شمارهٔ ۶۶۱
چو با وصل تو ای آرام جان بود
شمارهٔ ۶۶۲
از لبت درمان او آسان بود
غزل شمارهٔ ۳۵۵
افلاک درهم افتد خورشید بر سرآید
شمارهٔ ۶۶۳
ما را اگر دمی بنوازی تو چون بود
شمارهٔ ۶۶۴
برگشت ز عهد من و شرطش نه چنین بود
شمارهٔ ۶۶۵
امید صبح وصالم به آفتابی بود
شمارهٔ ۶۶۶
در میان ماجرا گردی بود
شمارهٔ ۶۶۷
بر درد من ز وصل تو هرگز دوا نبود
شمارهٔ ۶۶۸
گرچه ای سرو بجز دیده ما جات نبود
شمارهٔ ۶۶۹
به گرد کوی وصالش مرا گذار نبود