گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۹
وصفی بهتر ز پاکی دامان نیست
شمارهٔ ۴۰
دل را خبری ز شر و از خیر تو نیست
شمارهٔ ۴۱
بی یاد تو هیچ بنده ای نیست که نیست
شمارهٔ ۴۲
بی نشیه او بوالهوسی نیست که نیست
شمارهٔ ۴۳
در دل ز سراپرده سرت نظری نیست
شمارهٔ ۴۴
بی درد مشو که بینوا چیزی نیست
شمارهٔ ۴۵
جز او همه فانیست فنا چیزی نیست
شمارهٔ ۴۶
یک دم باقی دم دگر باقی نیست
شمارهٔ ۴۷
در فکر عبادت و عبارت بگذشت
شمارهٔ ۴۸
شطرنج خیال برده می باید رفت
شمارهٔ ۴۹
هیچ است جهان به هیچ زنهار مپیچ
شمارهٔ ۵۰
اما با ما شمار دیگر دارد
شمارهٔ ۵۱
واندر دل اهل دل رهی پیدا کرد
شمارهٔ ۵۲
در منزل بی خودی گذر باید کرد
شمارهٔ ۵۳
خاک ره دوست بر سرم باید کرد
شمارهٔ ۵۴
انگشت نما میان خوبانم کرد
شمارهٔ ۵۵
بی روی تو دیده باز نتوانم کرد
شمارهٔ ۵۶
نی بر گله عام پریشان باشد
شمارهٔ ۵۷
خاکی است جهان در او صفا کی باشد
شمارهٔ ۵۸
دل جهد بسی کرد و بسی کافت نشد
شمارهٔ ۵۹
هرگز دل و دیده ام نکوکار نشد
بارید ابر بر گل پژمرده ای و گفتکاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم
شمارهٔ ۶۰
کی از تو ترانه و غزل می طلبند
شمارهٔ ۶۱
وی غره جامه با کفن بازی چند