گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
بارید ابر بر گل پژمرده ای و گفتکاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم
شمارهٔ ۶۰
کی از تو ترانه و غزل می طلبند
شمارهٔ ۶۱
وی غره جامه با کفن بازی چند
شمارهٔ ۶۲
از کعبه کشان کشان به دیرم بردند
شمارهٔ ۶۳
در ساغر من شراب گلگون کردند
شمارهٔ ۶۴
بدنامی چند و نیکنامی چندند
شمارهٔ ۶۵
با خلق ز کبر گیر و داری دارند
شمارهٔ ۶۶
هر دم سر راه مستمندی گیرند
شمارهٔ ۶۷
گر خواب روم لطف تو بیدار کند
شمارهٔ ۶۸
هر یک به مثل نادره دورانند
شمارهٔ ۶۹
واندر طلبت به جان و دل پویانند
مرغی نهاد روی به باغی ز خرمنیناگاه دید دانه لعلی به روزنی
شمارهٔ ۷۰
در لرزه چو بید بر سر ایمانند
شمارهٔ ۷۱
هر یک به قمار عشق نرادانند
شمارهٔ ۷۲
اثبات خود و فنای بیگانه کنند
شمارهٔ ۷۳
در چشم جهانیان به از بدر بود
شمارهٔ ۷۴
وی در ره تو زمین مسکین به سجود
شمارهٔ ۷۵
با آن که سوا شدی سوا نتوان بود
شمارهٔ ۷۶
گشتند عدوی هم خلیل و نمرود
شمارهٔ ۷۷
از رشته کار تو گره وانشود
شمارهٔ ۷۸
خورشید معانی تو تابان نشود
شمارهٔ ۷۹
هرگز راهی تو را به جانان نشود
بی روی دوست دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت
شمارهٔ ۸۰
تا تیشه طبع نفس سوهان نشود