بخش ۲۴ - فصل (خوشیها و لذتها بر سه درجه است)
مردمان چنین گویند که هر چه خوش بود آن نعمت بود و خوشیها و لذتها بر سه درجه است یکی آن است که آن خسیس تر است و آن لذت شکم و فرج است که خلق بیشتر آن دانند و بدان مشغول باشند و هر چه ...

ابوحامد محمد بن محمد الغزالی الشافعی ملقب به حجتالاسلام زین الدین الطوسی و امام محمد غزالی (زادهٔ ۴۵۰ هجری قمری در توس، درگذشتهٔ ۵۰۵ هجری قمری ) متکلم و فقیه ایرانی و یکی از بزرگترین مردان تصوف سدهٔ پنجم هجری است. وی پس از کسب مراتب تحصیلی در سال ۴۸۴ هجری قمری از سوی خواجه نظامالملک به مدت چهار سال به سمت استادی در نظامیهٔ بغداد منصوب شد. مدتی بعد، غزالی به دلیل بیماری جسمی و تردیدهای عمیقی که ناشی از مطالعات شخصی او در فلسفهٔ اسلامی بود، تصمیم گرفت تدریس را رها کرده و منصب خود را به برادرش احمد بسپارد. وی پس از قتل خواجه نظامالملک بغداد را ترک کرد، به حج رفت، مدتی پس از آن در دمشق به تدریس پرداخت. سپس از سوریه به اورشلیم رفت و در سال ۴۸۹ هجری قمری مقبرهٔ ابراهیم را در الخلیل زیارت کرد و چنانکه در زندگینامهٔ خودنوشتش «المنقذ من الضلال» آورده، آنجا عهد کرد که دیگر هرگز از حکومت صله نگیرد، به خدمت حاکمی درنیاید و با دیگر متکلمان وارد مجادله نشود. نهایتاً پس از سفرهایی به اسکندریه، سوریه و بغداد به زادگاهش توس بازگشت. غزالی در این دوران تبعید فکری از تدریس، در عزلت و فقر میزیست و مشغول ریاضت و تصوف بود و اغلب آثار مشهور خود از جمله احیاء علومالدین را در این دوره نوشت. غزالی در این کتاب معنویت صوفیانه را نقطهٔ اتکای مذاهب اسلامی میداند. در سال ۴۹۹ هجری قمری فخرالملک پسر خواجه نظامالملک که به وزارت سلطان سنجر در خراسان رسیده بود، از غزالی دعوت کرد که برای تدریس به نظامیه نیشابور بازگردد. غزالی عهدی را که بر سر مقبرهٔ ابراهیم بسته بود شکست و دعوت را قبول کرد و تا مدت کوتاهی پیش از مرگش به تدریس در نیشابور مشغول شد. غزالی ماههای آخر زندگانی خود را در خانقاهی که در توس برای مریدانش برپا کرده بود گذراند و در جمادیالثانی سال ۵۰۵ قمری، در ۵۵ سالگی، در همین خانقاه درگذشت. مدفن او در سال ۱۳۷۴ شمسی در پی کاوش باستانشناسی در حدود ۸۰۰ متری مدفن فردوسی در بیرون حصار قدیمی پیدا شد. بر اساس مقالهٔ دکتر محمد افشین وفایی در مجلۀ پژوهشهای ایرانشناسی و به نقل از دستنویس فضائل الانام خیام دو رباعی در مرثیهٔ غزالی سروده است. متن این دستنویس در این مورد به این شرح است: «وفات حجة الاسلام، قدّس الله روحه، روز دوشنبه چهاردهم جمادی الآخر سنۀ خمس و خمسمائه (۵۰۵ ق) به شهر طوس بود. و عمر خیّام در مرثیت وی گفته است: از گردش تو، ای فلکِ گردا گرد آن کیست که نیست در جهان بیغم و درد از شخصِ یکی مرد بر آوردی گرد کهش مثل به روزگار نتوانی کرد هم او راست: یک تن خبرِ مرگِ تو ننیوشیده است کو را نه ز دیده خون برونْ جوشیده است تاری است به چشمِ خلق، گیتی ز غمت گوییکه بهسوگِ تو سیَه پوشیده است.»
مردمان چنین گویند که هر چه خوش بود آن نعمت بود و خوشیها و لذتها بر سه درجه است یکی آن است که آن خسیس تر است و آن لذت شکم و فرج است که خلق بیشتر آن دانند و بدان مشغول باشند و هر چه ...
بدان که اول چیزی که به تو رسد بانگ نماز است در وقت که بشنوی باید که معلق گردی به دل و در هر کار که باشی دست بداری که سلف چنین بوده اند که چون بانگ نماز شنیدندی آن که آهنگر بودی اگر...
و علم بیع حاصل کردن فریضه است که هیچ کس را از این چاره نباشد و عمر در بازار شدی و دره می زدی و می گفتی هیچ کس مباد که در این بازار معاملت کند پیش از آن که فقه بیع بیاموزد اگر نه در...
بدان که دروغ از آن حرام است که در دل اثر کند و صورت دل کدر و تاریک کند ولیکن اگر بدان حاجت افتد و بر قصد مصلحت گوید و آن را کاره بود حرام نبود برای آن که چون کاره باشد دل از وی اثر...
بدان که نعمت حقیقی سعادت آخرت است که آن مطلوب است در نفس خویش نه برای نعمتی دیگر ورای آن و آن چهار چیز است بقایی که فنا را به وی راه نبود و شادیی که به اندوه آمیخته نبود و علمی و ک...
بدان که هر کلمتی را که در نماز بباید گفتن حقیقتی است که باید معلوم بود و باید که گوینده بدان صفت باشد تا صادق بود مثلا معنی الله اکبر آن است که وی بزرگتر است اگر این معنی نداند جاه...
باید که بازاری با پنج تن معاملت نکند کودک و دیوانه و بنده و نابینا و حرام خوار اما کودک که بالغ نبود بیع وی نزدیک شافعی باطل بود اگر چه به دستور ولی وی بود و دیوانه همچنین هرچه از ...
بدان که چون بزرگان را حاجت افتاده است به دروغ حیلت کرده اند و به الفاظ راست طلب کرده اند چنان که آن کس چیزی دیگر فهم کند که مقصود بود و آن را معاریض گویند چنان که مطرف اندر پیش امی...
بدان که تقصیر خلق در شکر از دو سبب است یکی جهل است به بسیاری نعمت که نعمتهای خدای تعالی را کس حد و اندازه و شمار نداند چنان که گفت و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها و ما در کتاب احیا ب...
بدان که غفلت دل در نماز از دو سبب بود یکی از ظاهر بود و یکی از باطن اما آنچه ظاهر بود آن باشد که نماز جایی کند که چیزی می بیند یا می شنود که دل بدان مشغول می باشد و دل تبع چشم و گو...
که بر وی معاملت کنند و در وی شش شرط نگاه باید داشت شرط اولآن که پلید نبود که بیع سگ و خوک و سرگین و استخوان پیل و خمر و گوشت و روغن مردار باطل بود اما روغن پاک بدان که نجاست در وی ...
بدان که بر بلا نیز شکر باید کرد که جز کفر و معصیت هیچ بلا نیست که نه ممکن بود که اندر آن خیری باشد که تو ندانی و خدای تعالی خیر تو بهتر داند بلکه در هر بلایی از پنج گونه شکر واجب ا...
بدان که غیبت آن بود که حدیث کسی کنی اندر غیبت وی که اگر بشنود وی را کراهیت آید اگرچه راست گفته باشی و اگر دروغ گفته باشی آن را زور و بهتان گویند و هرچه به نقصان کسی بازگردد و آن گو...
رسول ص گفت یک نماز به جماعت چون بیست و هفت است تنها و گفت هرکه نماز خفتن به جماعت کند چنان بود که یک نیمه شب احیاء کرده بود و هرکه نماز بامداد به جماعت کند چنان بود که جمله شب احیا...
بدان که خوف و رجا چون دو جناح است سالک راه را که به همه مقامهای محمود که رسد به قوت وی رسد که عقبات که حجاب است از حضرت الهیت سخت بلند است تا امیدی صادق و چشمی بر لذت جمال حضرت نبا...
و از لفظ آن چاره نیست باید که بگوید به زبان که این به تو فروختم و خریدار گوید خریدم یا این به تو دادم وی گوید ستدم یا پذیرفتم یا لفظی که معنی بیع مفهوم شود از وی اگرچه صریح نبود پس...
بدان که غیبت همه نه آن باد که به زبان باشد بلکه به چشم و نیز به دست و به اشارت و به نوشتن هم حرام بود عایشه رضی الله عنه می گوید دست اشارت کردم که زنی کوتاه است رسول ص گفت غیبت کرد...
بدان که روز آدینه روزی بزرگ است و فضل وی عظیم است و عید مومنان است و رسول ص گفت هر که سه جمعه بی عذری دست بدارد اسلام را از پس پشت انداخت و دل وی زنگار گرفت و در خبر است که خدای تع...
در جمله باید که در جمله این روز هفت فضیلت طلب کند اول آن که بامداد به مجلس علم حاضر شود و از قصه گویان و حلقه آن دور باشد و به مجلس کسی حاضر شود که سخن و سیرت وی رغبت دنیا کمتر گرد...
و ربوا در نقد رود و در طعام اما در نقد دو چیز حرام است یکی به نسیه فروختن روا نبود که زر به زر یا سیم به سیم بفروشد تا هردو حاضر نباشد و پیش از جدا شدن یکدیگر قبض نکنند اگر هم در م...
بدان که غیبت کردن به دل همچنان حرام است که به زبان و چنان که نشاید که نقصان کسی با دیگری گویی نشاید که فراخویش نیز گویی و غیبت به دل آن باشد که گمان بد بری به کسی بی آن که از وی به...
بدان که عبادت خدای تعالی بر امید کرم و فضل نیکوتر از عبادت بر هراس از عقوبت که از امید محبت خیزد و هیچ مقام از مقام محبت فراتر نیست و از خوف بیم و نفرت بود و برای این گفت رسول ص لا...
بدان که در خوردن سنتهاست بعضی پیش از خوردن و بعضی پس از خوردن و بعضی در میان خوردن آداب پیش از طعام خوردن اما آنچه پیش است اول آن که دست و دهان بشوید که چون طعام خوردن بر نیت زاد آ...
بدان که هر که مسلمان شود اول واجب بر وی آن است که معنی کلمه لااله الاالله محمد رسول الله را که به زبان گفت به دل بداند و باور کند چنان که هیچ شک را به وی راه نبود و چون باور کرد دل...