ناهید
جلال الدین محمد مولوی

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟

غزل شمارهٔ ۳۱۶۵

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای؟

نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام

ای که تو سلطان وفا بوده‌ای

آه که من دوش چه سان بوده‌ام!

آه که تو دوش کرا بوده‌ای!

رشک برم کاش قبا بودمی

چونک در آغوش قبا بوده‌ای

زهره ندارم که بگویم ترا

« بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »

یار سبک روح! به وقت گریز

تیزتر از باد صبا بوده‌ای

بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد

باش که تو بند بلا بوده‌ای

رنگ رخ خوب تو آخر گواست

در حرم لطف خدا بوده‌ای

رنگ تو داری، که ز رنگ جهان

پاکی، و همرنگ بقا بوده‌ای

آینه ای، رنگ تو عکس کسیست

تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای

۱۰ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها