ناهید
جلال الدین محمد مولوی

آدمیی، آدمیی، آدمی

غزل شمارهٔ ۳۱۷۷

مولانا، دیوان شمس، غزلیات

اندازهٔ متن۲

آدمیی، آدمیی، آدمی

بسته دمی، زانک نهٔ آن دمی

آدمیی را همه در خود بسوز

آن دمیی باش اگر محرمی

کم زد آن ماه نو و بدر شد

تا نزنی کم، نرهی از کمی

می‌برمی از بد و نیک کسان؟!

آن همه در تست، ز خود می‌رمی

حرص خزانست و قناعت بهار

نیست جهان را ز خزان خرمی

مغز بری در غم؟! نغزی ببر

بر اسد و پیل زن ار رستمی

همچو ملک جانب گردون بپر

همچو فلک خم ده، اگر می‌خمی

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها