ناهید
جلال الدین محمد مولوی

بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را

مثنوی معنوی، دفتر اول

اندازهٔ متن۲

صد هزاران مرد ترسا سوی او

اندک‌اندک جمع شد در کوی او

او بیان می‌کرد با ایشان به راز

سِرّ انگلیون و زنّار و نماز

او به ظاهر واعظ اَحکام بود

لیک در باطن صفیر و دام بود

بهر این بعضی صَحابه از رسول

مُلتمِس بودند مکرِ نفسِ غول

کو چه آمیزد ز اغراض نهان

در عبادتها و در اخلاصِ جان

فضلِ طاعت را نجُستَندی ازو

عیب ظاهر را بجُستندی که کو

مو به مو و ذرّه ذره مکرِ نَفس

می‌شناسیدند چون گُل از کرفس

موشکافانِ صحابه هم در آن

وعظِ ایشان خیره گشتندی بجان

۸ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها