ناهید
جلال الدین محمد مولوی

بخش ۳۰ - نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت

مثنوی معنوی، دفتر اول

اندازهٔ متن۲

آن وزیر از اندرون آواز داد

کای مریدان از من این معلوم باد

که مرا عیسی چنین پیغام کرد

کز همه یاران و خویشان باش فَرد

روی در دیوار کن تنها نشین

وز وجود خویش هم خلوت گُزین

بعد ازین دستوریِ گفتار نیست

بعد ازین با گفت و گویم کار نیست

الوَداع ای دوستان من مُرده‌ام

رخت بر چارم فلک‌ بَر بُرده‌ام

تا به زیر چرخ ناری چون حَطَب

من نسوزم در عَنا و در عَطب

پهلوی عیسی نشینم بعد ازین

بر فرازِ آسمانِ چارمین

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها