ناهید
جلال الدین محمد مولوی

بخش ۱۶۸ - آمدن خلیفه نزد آن خوب‌روی برای جماع

مثنوی معنوی، دفتر پنجم

اندازهٔ متن۲

آن خلیفه کرد رای اجتماع

سوی آن زن رفت از بهر جماع

ذکر او کرد و ذکر بر پای کرد

قصد خفت و خیز مهرافزای کرد

چون میان پای آن خاتون نشست

پس قضا آمد ره عیشش ببست

خشت و خشت موش در گوشش رسید

خفت کیرش شهوتش کلی رمید

وهم آن کز مار باشد این صریر

که همی‌جنبد بتندی از حصیر

۵ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها