ناهید
ابن یمین فریومدی

شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتن

شمارهٔ ۲۴۰

ابن یمین، دیوان اشعار، غزلیات

اندازهٔ متن۲

شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتن

نباشد هیچ طوطی را ازین خوشتر سخن گفتن

ز یاد رسته دندان همچون در شهوارش

مرا گوهر فشان گردد زبان اندر سخن گفتن

بدور اختر چشمش کزو شد چشم جان روشن

نباشد عقل را لایق زماه و خور سخن گفتن

ز آه سرد و اشک گرم خشک و تر بود دایم

لب و چشمم ولی نتوان ز خشک و تر سخن گفتن

اگر چه عشق او بربود خواب و خور ز من لیکن

نباشد لایق عاشق ز خواب و خور سخن گفتن

نسیم صبح را گفتم بگو رمزی ز من با او

که با او جز تو نتواند کسی دیگر سخن گفتن

بگفت ابن یمین خشک آر و بگذر زین حدیث تر

که با آن سیمبر نتوان بجز از زر سخن گفتن

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها