ناهید
ابن یمین فریومدی

فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه

شمارهٔ ۲۶۹

ابن یمین، دیوان اشعار، غزلیات

اندازهٔ متن۲

فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه

کز تاب آفتاب شود با فروغ ماه

آید بگوشش از لب میگون تو سلام

چشمش کند بطلعت میمون تو نگاه

گفتم که بار عشق تو ایجان نازنین

بر کوه اگر بود شود از ضعف همچو کاه

زان بیشتر که چشمه آبحیات تو

گردد نهفته در ظلمات از خط سیاه

بگذار تا ازو چو خضر شربتی خورم

در گردن من ار بودت هیچ ازین گناه

ابن یمین ز غمزه مست تو ترکتاز

بس دوست دارد چه بناموس گاهگاه

گویند شوخیش همه ز آنست کش بناز

پیوسته حاجبان تو دارند در پناه

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها