ناهید
ابن یمین فریومدی

عقل گویدم از عالم وحدت مگذر

شمارهٔ ۳۱۵

ابن یمین، دیوان اشعار، قطعات

اندازهٔ متن۲

عقل گویدم از عالم وحدت مگذر

که بسی دوست نما دشمن بد خواه بود

گوشه ئی گیر و کناری ز همه خلق جهان

تا میان تو و غیری نبود داد و ستد

زانکه با هر که ترا داد و ستد پیدا شد

گفته آید همه نوعی سخن از نیک و ز بد

یکتن از انجمن ار نیک ز بد بشناسد

باشد آنکس که ممیز نبود بیش از صد

شخص بیهوده درا گوهر مغناطیس است

که کشد تیغ بلا را بطبیعت سوی خود

تن زن ای ابن یمین زین پس و تنها میباش

گر چه تنها نبود هر که بود ز اهل خرد

بگذر از صحبت همدم که ترا هست دلی

همچو آئینه و آئینه ز دم تیره شود

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها