ناهید
ابن یمین فریومدی

شبی بحجره خلوتسرای عقل گذشت

شمارهٔ ۶۷۹

ابن یمین، دیوان اشعار، قطعات

اندازهٔ متن۲

شبی بحجره خلوتسرای عقل گذشت

ملول گشته ز اغیار و یار ابن یمین

چو شد بحجره درون تازه تر ز بخت جوان

نشسته دید یکی پیر کار ابن یمین

چو یافت محرمش از پر دلی اساس نهاد

شکایتی دو سه از روزگار ابن یمین

سؤال کرد در اثنای آنکه چند بود

بسان سرو سهی بی یسار ابن یمین

جواب داد که آزادگان چنین باشند

تو در زمانه نظر برگمار ابن یمین

نگاه کن که ز ابنای دهر یک کس هست

که نیستش گله زو صد هزار ابن یمین

غم جهان چه خوری چون جهان نیرزد غم

دمی که هست بشادی گذار ابن یمین

۷ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها