ناهید
ابن یمین فریومدی

سحرگه که در گوش گردون فتاد

شمارهٔ ۷۲۵

ابن یمین، دیوان اشعار، قطعات

اندازهٔ متن۲

سحرگه که در گوش گردون فتاد

خروش خروس و نوای چکاو

روان شد چو زر موکب شیخ عهد

رهی نا روا ماند مانند چاو

گذشتم بناکام از آن بحر جود

روان بر دو رخ از دو چشمم دو ناو

من از ابر جودش طمع داشتم

که چون گل کنم کیسه پر زر ساو

ولی در قمار هوا داریش

مرا گشت الحق درین دور داو

ببختش مسیح و فریدون شدم

بخر رفتم و باز گشتم بگاو

۶ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها