ناهید
ابن یمین فریومدی

گر تمتع ترا ز نقره و زر

شمارهٔ ۸۶۳

ابن یمین، دیوان اشعار، قطعات

اندازهٔ متن۲

گر تمتع ترا ز نقره و زر

اینقدر بس که قابض آنی

یک سخن بیغرض ز من بشنو

غم خود خور که سخت نادانی

چه نهی سیم و زر بدشواری

تا خورد دشمنت بآسانی

گر مراد از زرت وجود زرست

فرض کردم که سر بسر کانی

چون ز گنج خودت نصیبی نیست

تو مر آن گنج را نگهبانی

بشنو این نکته را ز ابن یمین

که ترا هست مشفق جانی

سیم آن به که رغم دشمن را

در ره دوستان بر افشانی

مال تو داد دشمنت بدهد

گر تو زو داد دوست نستانی

شمع جمع انگهی توانی شد

کافکنی سیم در پریشانی

۹ بیت

منبع: ویکی‌درج

از همین دفتر

همهٔ شعرها