ناهید
جلال الدین محمد مولوی

دل رفت و سرِ راهِ دلْ‌اِستان بگرفت

رباعی شمارهٔ ۳۲۹

رباعیات

اندازهٔ متن۲

دل رفت و سرِ راهِ دلْ‌اِستان بگرفت

وز عشق، دو زلفِ او به دندان بگرفت

پرسید: کی تو؟ چون دهان بگشادم

جست از دهنم، راه بیابان بگرفت

۲ بیت

شعر رایگان می‌ماند؛ با ذخیره‌کردن، بعداً از کتابخانه‌ات پیدایش می‌کنی.

از همین دفتر

بعد از این شعر

وقتی دلت شنیدن می‌خواهد

از کتاب‌های صوتی منتشرشده در ناهید، با دست‌کم یک قسمت رایگان برای شنیدن.

اگر خواستی قسمت‌های ویژه را ادامه بدهی، اشتراک‌ها را ببین.

همهٔ شعرها