ناهید
جلال الدین محمد مولوی

رفتم به طبیب گفتم ای بینائی

رباعی شمارهٔ ۱۸۸۵

رباعیات

اندازهٔ متن۲

رفتم به طبیب گفتم ای بینائی

افتادهٔ عشق را چه می‌فرمایی

ترک صفت و محو وجودم فرمود

یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی

۲ بیت

شعر رایگان می‌ماند؛ با ذخیره‌کردن، بعداً از کتابخانه‌ات پیدایش می‌کنی.

از همین دفتر

بعد از این شعر

وقتی دلت شنیدن می‌خواهد

از کتاب‌های صوتی منتشرشده در ناهید، با دست‌کم یک قسمت رایگان برای شنیدن.

اگر خواستی قسمت‌های ویژه را ادامه بدهی، اشتراک‌ها را ببین.

همهٔ شعرها